حتم تحقق مىپذيرد و جز خواست كبريائى مؤثر نخواهد بود .
قوله عليه السلام : و الخالق لا بمعنى حركة :
از جمله امتيازات ساحت كبريائى از مخلوق آنست كه صفت خلقت و آفرينش آفريدگار از طريق وسايل طبيعى و جسمانى نيست كه مستلزم حركت و سعى و كوشش باشد بلكه خلق و آفرينش او ظهور صفات كبريائى است كه از ذات منبعث مىشود يعنى لازم وجودى كبريائى و علم بصلاح كه ذاتى او است افاضة وجود و هستى بمورد قابل و شايسته است بدون اينكه شرط و يا واسطهاى دخالت داشته باشد بلكه ساحت قدس از هر سو و موجود است از طرف ديگر و ثالثى در ميان نخواهد بود .
بالاخره ظهور صفت خلق و آفرينش سبب عروض و طرو حالت و صفت زائد بر كبريائى او نخواهد بود هم چنان كه بشر هر عمل اختيارى كه از او صادر شود حركتى و تحولى بر او عارض خواهد شد ولى ساحت كبريائى منزه از عروض صفت و تحول است .
با توجه باينكه اجراى خلق و آفرينش كه به صورت تدبير در مىآيد و لا محالة تدريجى خواهد بود و صدور امر تدريجى توأم با اراده و دوام حالت اراده و مشيت است تا پايان عمل آنگاه زوال خواهد پذيرفت و در باره ساحت كبريائى ادامه قصد و اراده يعنى تجدد اراده بقياس بشر محال است .
پاسخ آنست كه ظهور هر يك از صفات كبريائى در نظام طبع در اثر افاضه وجود و هستى است كه از مقام كبريائى شرف صدور مىيابد و پرتو ميافكند آنچه صادر مىشود تدريجى نيست هم چنان كه زمانى نيست بلكه بر حسب مورد بقاء و دوام زمانى را ارائه ميدهد .
خلاصه آنچه از ساحت كبريائى فيوضاتى بنظام طبع افاضه شود و پرتو افكند تدريجى نخواهد بلكه علم بصلاح نظام كه ذاتى و ازلى است و احاطه به زمان
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 156
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص١٥٦