قوله عليه السلام : و الباطن لا باجتنان :
از جمله صفات كبريائى آنست كه از عقول و افكار بشر مخفى و پنهان است از نظر كثرت ظهور و نيز از نظر قصور عقول بشر ولى خفاء كبريائى به خفاء و پنهانى نيست بلكه بكمال ظهور و شدت نور است كه هيچ عقل و خردى نميتواند بر حريم كبريائى احاطه بيابد .
قوله عليه السلام : و الظاهر البائن لا بتراخى مسافة :
از جمله صفات كبريائى آنست كه ظاهر است و مجرد از غواشى است كه نور او را پنهان نمايد و همه موجودات كه ظهور و نمايشى دارند از فيوضات كبريائى است .
در عين ظهور كبريائى با موجودات امكانى مباينت دارد نه از نظر بعد كه بطريق پيمودن راه بينونت رفع شود و به صورت ظهور و وصول در آيد بلكه بينونت ذاتى و وجودى است كه محيط بر موجودات است و اين سنخ بينونت ذاتى هرگز زوال پذير نخواهد بود .
زيرا رابطه خلقت و آفرينش يگانه وسيله مباينت و فاصله است كه ساحت خالق و صفت كبريائى او را ممتاز از مخلوق معرفى مىنمايد و بينونت واجب الوجود با موجود مخلوق و آفريده هرگز زوال پذير نخواهد بود .
از نظر غموض مطلب توضيح زيادترى در جملههاى روايت لازم است .
قوله عليه السلام : و بحدوث خلقه على ازله :
بيان آنست كه از جمله دلائل بر صفت دائم و ازلى ساحت كبريائى حدوث و ايجاد مخلوقات و آفريدهها است كه براى وجود او بدايت نبوده و آغاز نداشته زيرا چنانچه وجود او بدايت ميداشت ناگزير توأم با عدم و ماهيت بوده است و محتاج بآفريدگارى بود كه او را بيافريند و بوجود آورد و خلق و ايجاد مخلوقات
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 158
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص١٥٨