واحد حقيقى و بسيط صرف و يكتا و بيهمتا ازلى و ابدى مىباشد .
و هم چنان كه وحدت حقيقى ذات كبريائى مجهول الكنه است وحدت علم و وحدت سائر صفات قدس او نيز مجهول الكنه مىباشد .
قوله عليه السلام : ففرق بين قبل و بعد ليعلم ان لا قبل له و لا بعد :
بيان آنست كه موجودات زمانى بر اساس تدريج است هر لحظهاى مخالف با گذشته است از نظر تفرقهاى كه در آنها فرمانروا است و شاهد آنست كه خالق آنها منزه از صفت تفرقه است بلكه وجود كبريائى او مبدء هر مخلوق و منتهى اليه هر آفريدهاى است و وجود او ازلى و ابدى است در باره ساحت او قبل و بعد زمانى مفهوم ندارد .
قوله عليه السلام : شاهدة بغرائزها ان لا غريزة لمغرزها :
بيان آنست كه اشياء و موجودات بر حسب طبايع هر يك گواه آنست كه خالق آنها منزه از غريزه جسمانيت و يا نفسانيت است كه در كمون دارند و گر نه لازم مىآيد كه خالق و مخلوق يكسان باشند .
قوله عليه السلام : مخيرة بتوقيتها ان لا وقت لموقتها :
بيان آنست كه موجوداتى كه آفريده هستند و زمان ماضى و استقبال و حال در آنها جارى و فرمانروا خواهد بود و محكوم اين گونه تدبير هستند .
شاهد و گواه آنست كه خالق آنها از اين چنين منقصت منزه است و خالق وقت و زمان و موجودات زمانى هرگز با خلق و فعل خود در رتبه وجودى يكسان نخواهد بود بلكه امتياز وجودى دارد و از هر صفت مخلوق و نقص آن منزه است .
قوله عليه السلام : حجب بعضها عن بعض ليعلم ان لا حجاب بينه و بين خلقه :
بيان آنست كه از جمله نوع مخلوقات اجسام است كه وجود آنها محدود
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 136
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص١٣٦