تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
بعبارت ديگر ذات كبريائى در ازل الآزال متصف بصفات ربوبيت و نيز إله هر مخلوق و عابدى بوده و عالم به همه عوالم امكانى بوده است و مقتضاى اين تضايف آنست كه مربوبها و مالوه‌ها و معلومات و شنيدنىها با ساحت قدس رابطه و معيت داشته باشند همچنين ساحت كبريائى با آنها رابطه معيت داشته باشد تا صدق نمايد . و نظر باينكه مجعول و مخلوق با خالق محال است در مرتبه ذاتى هر دو يكسان باشند زيرا ساحت كبريائى ازلى است و وجود مخلوق زمانى است ناگزير بايد در اصل وجودى كه خالق ازلى و مخلوق زمانى دارد به نحوى اشتراك داشته باشند تا كافى باشد براى صدق تضائف . بر اين اساس گفته شده خالق ثابت ازلى و مخلوق متغير و زمانى رابطه معيت آنان در دهر خواهد بود زيرا دهر محيط بر زمان و زمانيات و نظام خلقت و طبع مىباشد و تدريج در دهر نخواهد بود بلكه حاوى و محيط مجموع عوالم خلقت طبع خواهد بود . با توجه باينكه ازل امتداد زمان نيست زيرا زمان محصول حركات افلاك و كرات مىباشد و آن نيز بطور يقين حادث بوده و لا محاله فناء پذير خواهد بود پس زمان نه ازل و نه ابد خواهد داشت . و نيز توجه به اين نكته كه موجودات زمانى نسبت به يكديگر سبق و لحوق و متقدم متأخر دارد به لحاظ زمانى كه آنها را در بر دارد ولى همه موجودات زمانى و همچنين امتداد زمان همه و همه در وجود دهرى كه محيط بر سرتاسر عوالم خلقت طبع است معيت خواهند داشت همه زمان و زمانيات بطور مجموع معيت خواهند داشت سابق و لا حق و مقدم و متأخر در باره آنها مفهوم ندارد زيرا عالم طبع در حيطه دهر قرار دارد . بر اين بيان صدق خواهد نمود كونه تعالى ربا اذ لا مربوب و نيز كونه تعالى