ما وراء عالم پرتو ميافكند در اثر صلاحيت موجودات طبع و رشد و نما حركت در همه شئون و ذرات آنها پديد بيايد و با وسايل و عوامل طبيعت كه آفريدگار آنها را مسخر فرموده نظام حركت اضطرارى خواه ناخواه در تمام ذرات فرمانروا گردد .
آنگاه صحنه جهان سرابى لرزان گسترده شود به منظور اينكه اهل خرد در هر گوشه و كنار هر يك از اين آثار و بهر يك از افقهاى بىشمار نظر افكند از اشعه خورشيد جهان آراى بر اين صحنه در حيرت فرو روند خواه ناخواه گويند سبحانك
ما خَلَقْتَ هذا باطِلًا
) .
با توجه به اين نكته حساس و جالب اينكه آنچه از مقام كبريائى افاضه مىشود و پرتو ميافكند فقط وجود و نور واحدى است و در اثر بر خورد و تحقق خارجى نور بصورتهاى گوناگون و بينهايت در مىآيد و موجودات بىشمار و گوناگون و انواع و اقسام زياده بر تصور صورت مىگيرد و پديد مىآيد .
بالاخرة وجود كه نور واحدى است حدود و احكام و نشانههاى و آثار بىنهايت خواهد يافت كه شاهد آنست كه وجود و فيض هستى نورى است تابان و درخشان كه جهان طبع را فرا گرفته با اينكه بسيط است يعنى نه كلى است و نه جنس و نه فصل دارد ظاهر است كه خفاء و پنهانى ندارد و جهان و جهانيان را بنمايش در آورده است و در نظر خرد و اهل ايمان نظام شريف و قدس ربوبى را هر لحظه يادآورى مىنمايد كه در مقام حيرت بر آيند و بسپاس قدس او قيام نمايند .
قوله عليه السلام : و ذلك قوله تعالى و
مِنْ كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ
:
كلمة شىء صفت مشبهه از مشيت گرفته شده به معناى مفعول يعنى خواسته شده در نظام خلقت و كلمه كل شىء از عموم آن چيزى از مخلوقات و موجودات خارج نخواهد بود آيه بيان آنست كه هر چه از هستى گسترده بهرهاى دارد داراى