سركردهايم پا به ره جستجوى دوست * كو رهبرى كه راه نمايد به كوى دوست
با پاى او مگر بسپاريم راه او * ورنه به خويشتن نتوان شد به كوى دوست
هدف تربيت :
فيض معتقد است سلوك راه حق هدف غايى آفرينش آدميان است . ليكن مسلوك افتادن به جاده سعادت است . اما سعادت چيست ؟
به اعتقادى وى فضيلت هر شىء به اندازهاى است كه آدمى را به جاده سعادت رهبرى كنند و ثابت است هيچ سعادتى به اندازه سعادت « لقاى خداى متعال » نيست و راهى به سعادت مزبور نداريم مگر اين كه در عالم دنيا تحصيل « محبّت » او كنيم .
دلم پيوسته با مهرش قرين است * محبّت خاتم دل را نگين است
تحصيل محبت منوط به معرفت است و تحصيل آن مربوط به فكر دائمى است .
انس با خدا منحصر به محبت و ذكر دائمى او است و مواظبت به ذكر و فكر هنگامى است كه محبت دنيا از سرزمين قلب ريشه كن شود .
دانشمندان و ارباب معنى در تعريف حب مىنويسند : حبّ آن است كه آدمى به چيز لذتبخشى ميل كند و معلوم است در صورتى شىء مزبور مورد حب و علاقه قرار مىگيرد كه آن چيز را بشناسيم و به قلب يا يكى از حواس درك نمائيم و مسلم است هر اندازه معرفت بيشتر و لذت زيادتر باشد حب و علاقه فزونتر خواهد بود .
بنابراين محبت آخرين پايه مقامات و عاليترين درجات است و مقامات پس از آن از قبيل شوق و انس از ثمرات آن به شمار مىروند و مقامات پيش از آن از قبيل صبر و زهد از مقدمات به حساب مىآيند .
در پرده عاشقى نهان كيست * در جلوهء دلبرى عيان كيست