يُرِيدُونَ وَجْهَهُ ما عَلَيْكَ مِنْ حِسابِهِمْ مِنْ شَيْءٍ وَ ما مِنْ حِسابِكَ عَلَيْهِمْ مِنْ شَيْءٍ فَتَطْرُدَهُمْ فَتَكُونَ مِنَ الظَّالِمِينَ »
يعنى : از پيش خود دور مكن آن جماعتى را كه مىخوانند پروردگار خود را هر صبح و شام قرب او را مىجويند . و رضاى او را مىطلبند ، نه ترا با حساب ايشان كار و نه ايشان را با حساب تو كار است ، پس سبب راندن ايشان از ستمكاران خواهى بود . آيات ديگر نيز در شأن ايشان آمده .
بنابراين مقدمات بايد كه هر كه از اهل اسلام بر جادهء شرع سلوك نموده ملتزم اصول خمسهء ايمانيه ( 6 ) و فروع خمسهء اركانيه باشد ، با ديگرى كه شريك او باشد درين امر مخاصمه نكند و متوجّه طعن و لعن نشود ، مگر آنكه كفرى صريح و بدعتى فضيح از او هويدا شود كه موجب تكفير تواند شد به حيثيتى كه تأويلپذير نباشد .
و اگر حرفى از او بشنود يا عملى ( 7 ) بيند كه به ظاهر شرع درست نباشد ، تا مىتواند در تأويل و تصحيح آن كوشد ( 8 ) . چنان كه در حديث آمده : تا هفتاد محمل صحيح پيدا كند ، و اگر نتواند خود را ملامت كند كه چرا نمىتواند . حق تعالى مىفرمايد :
« إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ »
، يعنى : گمان بد بردن به مؤمن گناه است . و در حديث آمده كه « ظنوا بالمؤمنين خيراً » . يعنى : گمان نيكو ببريد به مؤمنان . و در حديث ديگر آمده كه : « ضع امر اخيك على احسنه » ، يعنى : حمل كن كار برادر مؤمن خود را بر بهترين چيزى كه بر آن حمل توان كرد . و اين اصلى است در دين ثابت و قايم كه تجاوز از آن جايز نيست .
و هر مؤمن كه بدى در خفيه ( 9 ) مىكند و آن را بر خود مىپوشد ، جايز نيست كه تجسّس كند تا آن ظاهر شود ، بلكه واجب است بر هر كس كه آن را بر او بپوشانند و اظهار ننمايند ، و اگر چه به چشم خود ديده باشند يا به گوش خود شنيده . چنان كه در آيات سورهء حجرات و غير آن از روايات افصاح به آن شد .
و اين منافى وجوب نهى از منكر نيست ، كه نهى كردن جمع مىشود با پنهان داشتن و گاهى نهى واجب است كه يقين داند كه آن فعل حرام است ، و تأويل نمىپذيرد ، و فاعلش مُصر است بر آن ، و نهى اثر دارد در ترك او ، و ضررى يكى