نهجالبلاغه و غير آن مذكور است .
مذاهب اهل بدع و ضلال را نقل كردن و عوام را بر اين فكرها انداختن چه حاصل مگر زيادتى حيرت و افزونى جهالت .
در اين ورطه كشتى فرو شد هزار * كه پيدا نشد تختهاى بر كنار
وفّقكم ا . . . للهدى و ارشدكم الى الخير والصواب . ( گ 168 الف و ب )
آن دانشمند مازندرانى كه به فيض ، نامه نوشته است شناخته نشد و همين اندازه از اين نامهء ياد شده بر مىآيد كه او كشف الغموض نوشته و براى فيض فرستاده بود و او هم در پاسخ خود از آن نكوهش نموده است . اين را مىدانيم كه محمّد يوسف بن آقا بيك دهخوارقانى كتابى به نام كشف الغموض و بيان الرموز به فارسى در عقايد و اخلاق و سنن و آداب با استدلال با آيات و اخبار نوشته و آن را در 1071 آغاز كرده است ، اين كتاب داراى يك مقدّمه و پنج فن و يك خاتمه بايد باشد و نسخهاى از آن داراى همان فن نخستين و داراى هفت غمض نوشتهء 1088 در كتابخانه آستان طوس ( مشهد ) هست ( فهرست رضوى 5 : 225 ش 943 ) شايد همين دهخوارقانى كه بايد از تبريز باشد در مازندران مىزيسته و در 1072 به فيض نامه نوشته و همين كتاب را برايش فرستاده و چنين درخواستها را از او كرده است ؟
8 - رساله در كيفيت ظهور صبح كاذب از خواجهء طوسى به فارسى .
9 - بندى از نهايةالادراك علامه در بارهء انوار و الوان و كواكب و خردهگيرى از آن گويا از شيخ بهايى .
10 - رسالهء مقول به تشكيك از ميرزا رفيعا كه در پايان آن دارد كه او در روز سهشنبه 9 ذىقعده 1053 از آن بياسود .
11 - خردهگيريهايى از سخنان محشّى شيرازى درباره مسئلههاى تشكيك و تنافى تالى لزوميه با مقدّم آن و در فهرست صفحه عنوان فهرست العلوم دارد كه اين هم از ميرزا رفيعا است ولى از خود آن برمى آيد كه دو بند آن از « المولى العلامة خليل القزوينى دام ظلال افاداته » و « ملّا خليل سلّمه اللَّه » است و يك بند هم از « سلطان العلمائى » مىباشد .