تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
پس ، از نظر مرحوم فيض كاشانى اين بدن عنصرى به منزلهء قشر و غلاف آن مىباشد . وى در توضيح آن دو بيت شعر پر معنى را اين گونه سروده است :
گويم سخنى ز حشر چون برق از ميغ * بشنو كه ندارم ز تو اين نكته دريغ اين جان تن است كه هست شمشير و غلاف * آن روز بود غلافش از جوهر تيغ
پس ، اين جان و تن مانند شمشير و غلاف است يعنى جان به منزلهء شمشير و تن به منزلهء غلاف آن است . و در روز قيامت خداوند اين شمشير را از غلاف بيرون آورد . حاصل نظر محقّق فيض كاشانى در دو مطلب زير خلاصه مىشود : مطلب اول : اين كه جسد مثالى كه ارواح بعد از مرگ دارند در عالم دنيا و از جسم بدنى انسانها در دنيا هم موجود است و دليل آن هم خواب است . مطلب دوم : اين كه اين قالب مثالى در اين دنيا و قبل از مرگ از موادّ موجود در دنيا پديد آمده است نه اين كه بعد از مردن انسان پديد آمده باشد با توجّه به مثالهائى كه قبلًا توضيح آن ذكر گرديد .
فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 172 | محسن ناجي نصرآبادى / ابوالقاسم نقيبى