تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
بيشتر از آن كسانى بود كه تمايلات عارفانه و صوفيانه داشتند ؛ از اين روست كه مبارزه بر ضدّ اين رأى ، در واقع نوعى مبارزه با تصوّف بود . خواهيم ديد كه شيخ على عاملى ( م 1104 ه . ق ) نه تنها جداگانه رساله‌اى در باب غنا نوشت و درصوفيه را عامل رواج آن نظر معرفى كرد ، بلكه دو فصل از كتاب السهام المارقهء خود را - كه در ردّ بر صوفيه بود - به بحث غنا اختصاص داد . شيخ حرّ عاملى نيز در رسالهء مستقل خود ، ريشهء اصلى اين فتوا را غزالى دانسته و در كتاب ردّ صوفيه خود نيز مبحث غنا را آورده است . همچنين با مطالعهء رسالهء بسيار مهم سلوة الشيعه و قوة الشريعه از سيد محمّد ميرلوحى ، عالم معارض با مجلسى اول ، در مىيابيم كه اصل بحث غنا با بحث صوفيه دقيقاً پيوند خورده و مبارزه با غنا و آوازه خوانى و رقص [ صوفيانه ] دقيقاً در جهت مبارزه با تصوف بوده است . در برابر ، شاه محمّد دارابى هم در رسالهء مقامات السالكين خود نشان داد كه گرايشش به حلّيت غنا ، بدون ترديد ، به علايق صوفيانه‌اش بر مىگردد . آنچه شگفت است اين كه اوج اين مبارزات ، حركتى است كه از سوى برخى از علماى عرب مقيم اصفهان بر ضدّ محقّق سبزوارى - كه تمايلات عارفانه و فيلسوفانه داشت - آغاز شد ؛ گرچه پيش از آن ، ميرلوحى ، زمينه را فراهم كرده و در آثار خود - كه شرحى از آنها را در جاى ديگرى آورده‌ايم - به جنبه‌هاى مختلف اين مبارزه پرداخته بود . در اينجا نگاهى بر چندين رساله‌اى كه در اين باره ، از سوى موافقان و مخالفان تحريم غنا نوشته شده ، خواهيم داشت . بدون ترديد ، اگر مجموعهء ميراث فقهى ( 1 ) غنا و موسيقى نبود ، امكان تدوين اين مقاله ، دست كم به اين صورت وجود نداشت .

رسالهء شيخ على عاملى در ردّ محقّق سبزوارى

على بن محمّد بن حسن بن زين‌الدين ( 1013 - 1104 ه . ق ) نبيرهء شهيد ثانى و نوادهء صاحب معالم الدين ، از علماى عرب مقيم اصفهان است و در مدرسهء ميرزا