تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
ايستادن نفسى نزد مسيحا نفسى * به ز صد سال نماز است به پايان بردن يك طواف سر كوى ولى حق كردن * به ز صد حجّ قبول است به ديوان بردن تا توانى ز كسى بار گرانى برهان * به ز صد ناقهء حمراست به قربان بردن يك گرسنه به طعامى بنوازى روزى * به ز صوم رمضان است به شعبان بردن يك جو از دوش مدين دينى اگر بردارى * به ز صد خرمن طاعات به ديّان بردن به ز آزادى صد بندهء فرمان‌بردار * حاجت مؤمن محتاج به احسان بردن دست افتاده بگيرى ز زمين برخيزد * به ز شب‌خيرى و شاباش ز ياران بردن نفس خود را شكنى تا كه اسير تو شود * به ز اشكستن كفّار و اسيران بردن خواهى ار جان به سلامت ببرى تن در ده * طاعتش را ندهى تن نتوان جان بردن سر تسليم بنه هر چه بگويد بشنو * از خداوند اشارت ز تو فرمان بردن
* * *
طرفى نبستم زين جهان استغفراللَّه العظيم * خسبيدم و شد كاروان استغفراللَّه العظيم