تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
عمر عزيزم شد تلف اندر پى آب و علف * كارى نكردم بهر جان استغفراللَّه العظيم بيحد گناهان كرده‌ام بس جور و طغيان كرده‌ام * زين جرمهاى بىكران استغفراللَّه العظيم زين عهدهاى سست و زين توبه‌هاى نادرست * لحظه به لحظه آن به آن استغفراللَّه العظيم ده بار و صد بار و هزار اى فيض كم باشد بيار * هر دم جهان اندر جهان استغفراللَّه العظيم
* * *
من اين زهد ريايى را نمىدانم نمىدانم * رسوم پارسايى را نمىدانم نمىدانم
يكى گويم يكى دانم يكى بينم يكى باشم * دو تايى و سه تايى را نمىدانم نمىدانم به غير مهر مهرويان كه تابد بر دل و بر جان * طريق روشنايى را نمىدانم نمىدانم من ار نيكم و گر بد فيض گو مردم ندانندم * زبان خودستايى را نمىدانم نمىدانم
* * *
در چهرهء مهرويان انوار تو مىبينم * در لعل گهرباران گفتار تو مىبينم در مسجد و ميخانه جوياى تو مىآيم * در سير و سلوك خود انوار تو مىبينم از كوى تو مىآيم هر سوى تو مىآيم * در سير و سلوك خود انوار تو مىبينم گه‌قدر مرا كاهى گه‌قيمتم افزايى * در سود و زيان‌خود را بازار تو مىبينم هرجا كه روم نالم چون بلبل شوريده * سر تا سر عالم را گلزار تو مىبينم