عمر عزيزم شد تلف اندر پى آب و علف * كارى نكردم بهر جان استغفراللَّه العظيم
بيحد گناهان كردهام بس جور و طغيان كردهام * زين جرمهاى بىكران استغفراللَّه العظيم
زين عهدهاى سست و زين توبههاى نادرست * لحظه به لحظه آن به آن استغفراللَّه العظيم
ده بار و صد بار و هزار اى فيض كم باشد بيار * هر دم جهان اندر جهان استغفراللَّه العظيم
* * *
من اين زهد ريايى را نمىدانم نمىدانم * رسوم پارسايى را نمىدانم نمىدانم
يكى گويم يكى دانم يكى بينم يكى باشم * دو تايى و سه تايى را نمىدانم نمىدانم
به غير مهر مهرويان كه تابد بر دل و بر جان * طريق روشنايى را نمىدانم نمىدانم
من ار نيكم و گر بد فيض گو مردم ندانندم * زبان خودستايى را نمىدانم نمىدانم
* * *
در چهرهء مهرويان انوار تو مىبينم * در لعل گهرباران گفتار تو مىبينم
در مسجد و ميخانه جوياى تو مىآيم * در سير و سلوك خود انوار تو مىبينم
از كوى تو مىآيم هر سوى تو مىآيم * در سير و سلوك خود انوار تو مىبينم
گهقدر مرا كاهى گهقيمتم افزايى * در سود و زيانخود را بازار تو مىبينم
هرجا كه روم نالم چون بلبل شوريده * سر تا سر عالم را گلزار تو مىبينم