تصريحاً يا تلويحاً تعرّضى نسبت به طلّاب و اهل علم بوده باشد همانا مراد و منظورشان اهل تزوير و ريا و علماء سوء ظاهرپرست دور از حقيقت مىباشد كه گرگان متلبّس به لباس ميش بوده و در اخبار و احاديث متواتره نيز همه گونه مذمّت بر ايشان وارد آمده و عقلًا و شرعاً مذموم و مورد طعن مىباشند .
ايشانند كه علم و تلبّس به لباس اهل علم را سرمايهء حيات پنجروزه و وسيلهء خودنمايى مىكنند ، براى يك لقمه نان هزاران تواضع بر اغنيا نموده و كاسهليس ايشان هستند و ايشان را در ارتكاب شهوات اذن و در تصرّف در شبهات رخصت مىدهند . اى بسا حقوق شرعيهء بسيارى را كه براى تأمين مصارف اساسيهء دينيه ، منظور نظر شرع مقدّس است با اندكى مصالحه كرده و مصداق آيات حقائق سمات بسيارى مىباشند :
« أُولئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ بِالْهُدى فَما رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ وَ ما كانُوا مُهْتَدِينَ »
« وَ لَيَحْمِلُنَّ أَثْقالَهُمْ وَ أَثْقالًا مَعَ أَثْقالِهِمْ وَ لَيُسْئَلُنَّ يَوْمَ الْقِيامَةِ عَمَّا كانُوا يَفْتَرُونَ »
« لِيَحْمِلُوا أَوْزارَهُمْ كامِلَةً يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ مِنْ أَوْزارِ الَّذِينَ يُضِلُّونَهُمْ بِغَيْرِ عِلْمٍ أَلا ساءَ ما يَزِرُونَ » .
بارى مجملى هم در ضمن شرح حال شيخ بهايى دربارهء اعتراضات سخيفه كه از اهل ظاهر و ريا به دو وارد آمده مذكور داشتيم و رجوع بدانجا نيز نمايند . بهتر اين است قضاوت عادلانهء اين گونه قضايا را محوّل به نظر حقائق اثر يگانه قاضى عادل بشر حضرت ولى عصر - عجّل اللَّه فرجه - بداريم . فيض از مشايخ اجازهء علامهء مجلسى و سيد نعمة اللَّه جزايرى و نظائر ايشان بوده و خودش هم از دو استاد معظّم خود ملّاصدرا و سيدماجد بحرانى و نيز از ملّاخليل قزوينى و شيخ بهايى و شيخمحمّد بن صاحب معالم و ديگر اساتيد وقت روايت مىكند و چنانچه در صدر عنوان اشاره شد در تمامى فنون شعرى نيز مهارتى بسزا داشته و اشعار انيقه و طريفهء بسيارى گفته كه از آن جمله است :
* * *
سالك را حق بيا ، نور هدى ز ما طلب * نور بصيرت از در عترت مصطفى طلب
هست سفينهء نجات عترت و ناخدا خدا * دست در اين سفينه زن دامن ناخدا طلب
* * *