فيض گويد :
اغلب فقها گويند : نيّت كه در عبادات شرط است غير از به جا آوردن فعل است زيرا فعل اختيارى چه عبادى باشد يا غير عبادى بدون قصد امكان تحقق پيدا نمىكند ، آن چنان كه بر آن آثار مطلوب بار گردد .
و از نظر آنان نيّت ، چيزى است علاوه بر قصد ، چه مضافاً بر اينكه عبادت بايد با قصد به جا آورده شود ، نيز بايد براى امتثال امر خدا و براى خدا اتيان گردد ، به علاوه بايد تعيين كنندهء نوع عبادت نيز باشد كه مثلًا نماز ظهر است يا عصر و واجب است يا ندب و ادا است يا قضا و غيره ، و بسيارى از علما گفتهاند : نيّت ، خطور دادن عمل عبادى است در ذهن و قلب يعنى تا وقتى كه مكلّف به عبادت مشغول است ، اين خطور قلبى بايد وجود داشته باشد . چنين كارى عادتاً غير ممكن ، يا بسيار مشكل است ، زيرا حواس انسان هر لحظه به اين سو و آن سو متوجّه مىگردد ، و خطور به بال ، يعنى به ياد داشتن در قلب را فعلًا از دست مىدهد .
فيض معتقد است كه آنان بى دليل نيّت را به اين معنى تفسير كرده و مردم را به اشكال و وسواس انداختهاند . در مفاتيح الشرايع « 1 » و معتصم الشيعه در اين زمينه مطالبى دارد كه اينك خلاصهاى از آنچه در معتصم الشيعه آمده است به عرض مىرسد :
بدان ، آنچه از دلايل عقلى و شواهد نقلى مستفاد مىشود اين است كه نيّت در حقيقت چيزى نيست جز جنبش نفس و ميل و توجّه او به چيزى كه غرض و هدف است براى نفس ، در امور دنيوى ، يا اخروى و نيّت آن نيست كه بگوييم : وضو مىگيرم ، يا نماز مىخوانم ، يا روزه مىگيرم قربة الى اللَّه تعالى ، در حالى كه معانى اين الفاظ را در خاطر بسپاريم و در قلب خطور دهيم ، هرگز ! بلكه اين چيزى جز جنباندن زبان و لقلقهء زبان و حديث نفس نيست ، و اين مثل آن است كه شخص سير بگويد : من به طعام ميل و اشتها دارم و قصد كند كه ميل و اشتها ، با اين الفاظ پيدا كند . اگر انگيزهء نماز خواندن ما ريا كارى باشد و ما نيّت كنيم كه آن را قربة الى اللَّه
هامش
( 1 ) مفاتيح : ج 1 ، ص ص 47 - 48 ، تحت عنوان النية فى الوضوء و نسخهء خطّى معتصم الشيعه تحت همينعنوان .