مغرب داخل گردد . « 1 »
سپس صاحب جواهر گويد :
قيل بذهاب الحمرة من المشرق و هو الاشهر . قول مشهورتر آن است كه وقت مغرب به رفتن سرخى مشرق است ( كه از طرف مشرق به سوى بالاى سر رود ) . فاضل هندى در كشف اللثام گويد : اين فتوا مذهب بيشتر فقها است . . .
و در آخر گويد :
حتّى اين فتوا به قدرى در ميان علما و عموم مردم شهرت دارد كه نزديك است به صورت يك ضرورت مذهب درآيد ، ضرورت مذهب كه شيعه اماميّه به وسيلهء آن شناخته شوند . « 2 »
فيض گويد : « 3 »
مغرب شناخته مىشود با استتار و پنهان شدن قرص خورشيد و غايب شدن خورشيد از ديد چشم در صورتى كه حائلى ( از كوه و تپه ميان ناظر و افق ) وجود نداشته باشد .
و اين قول صحيحتر است ، ابن جنيد اسكافى و گروهى از فقها بر اين قول هستند و اخبار معتبر و مشهورتر برآن دلالت دارد از جمله در خبر صحيح آمده است كه وقت مغرب هنگامى است كه خورشيد پنهان شود .
سپس فيض گويد :
قيل بذهاب الحمرة المشرقيّه . گفتهاند : وقت مغرب رفتن سرخى مشرق ( و ظهور تاريكى در مشرق ) است . اكثر فقها همين را گويند و دليل آنان اخبار ضعيفى است كه به خاطر ضعف ، قابل اعتبار و استناد نيستند .
هامش
( 1 ) - جواهر : ج 7 ، ص 108 و نيز صاحب جواهر گويد : فالجميع اتفقوا على دخول وقت المغرب بغيبوبة الشمس . ج 7 ، ص 109 .
( 2 ) - همان كتاب و جلد ، ص 109 .
( 3 ) مفاتيح الشرايع ، چاپ مجمع الذخاير الاسلاميّه ، قم ، ج 1 ، ص 94 ، مفتاح 105 .