آيت اللَّه العظمى فيض كه خود قائل به عدم تنجيس متنّجس است در كتاب الفيض « 1 » گويد :
اكثر فقها گويند كه متنجّس ، ملاقى خود را نجس مىكند ، از ميان پيشينيان كه مخالف با مشهور فقها بودهاند و متنجّس را نجس نمىشناختند مىتوان از محمّد بن ادريس صاحب سرائر و سيّد صدر الدين و مولا محدّث فيض كاشانى نام برد .
و محقّق خوانسارى در آن تأمّل كرده و نظر قاطعى ابراز نداشته است . و از هم عصران ما محقّق استاد ملّامحمّد كاظم خراسانى و فقيه بزرگوار حاج آقا رضا همدانى و شيخ مهدى خالصى نيز به عدم تنجيس قائل بودهاند و نيز همين فتوا از شيخ الشريعه ملّافتح اللَّه شيرازى غروى نقل شده است .
و شايد قائلين به اين قول در هر عصرى بسيار بودهاند كه ما به اقوال آنان آگاهى نيافتهايم ، زيرا آنان در اين زمينه يا چيزى ننوشتهاند يا نوشتهاند ولى بدست ما نرسيده است .
آيت اللَّه فيض دربارهء ادلّهء دالّ بر عدم تنجيس مُتنجّس گويد :
همين براى ما كافى است كه دليل قابل قبولى بر آن وجود ندارد ، با آنكه اصالة الطهارة ، و استصحاب طهارت ، مقتضى طهارت آن است .
در عين حال برخى از ادلّهء عدم تنجيس ، از نظر پژوهندگان مىگذرد :
و آن اينكه اگر متنجّس ، منجس باشد ، پس بايد مسلمانان جهان ، و تمام كالاها و چيزها كه در بازارهاى مسلمين است ، و همهء چيزها كه در تصرّف مسلمين است ، همه بايد نجس باشند ، بلكه بازارهاى همهء دنيا ، و كليهء چيزهائى كه مردم جهان در دست دارند ، بايد همه بجز اندكى از آنها نجس باشند . در اين صورت ، اگر قانونگذار اسلام ( شارع ) به ما دستور دهد كه الزاماً از همهء اين نجاستها پرهيز كنيم ، فرمانبردارى از اين تكليف ، و اجتناب از اين همه نجاسات ، بسى مشكل ، بل طاقت فرسا ( ما لا يُطاق ) خواهد بود . و چنين تكليفى ، با شريعت آسان ، و دين ساده و
هامش
( 1 ) چاپ اوّل ، ص 102 - 103 .