جمع كردن ميان نظرات مختلف آنان است ، بى خشنودى آنان . زيرا قائلين به انفعال آب قليل ، چنين چيزى را نمىگويند و قائلين به عدم انفعال نيازى بدان ندارند .
سپس ملّامحسن فيض به وسواسى كه به سبب شرط بودن كُر ، براى مردم پيدا شده است ، چنين مىگويد :
اينكه كُر بودن آب ، شرط باشد موجب بروز وسواس در ميان مردم شده ، و آنان را به سختى و مشقّت انداخته است ، و چيزى كه در آن هيچ شكّى وجود ندارد اين است كه اگر كُر بودن آب ، شرط باشد . پس جائى كه بيش از هر جاى ديگر سزاوار است كه طهارت را نپذيرد و پاكى در آنجا غير ممكن باشد مكّه مكرّمه و مدينهء مشرّفه است ، زيرا در اين دو شهر ، آبهاى جارى و آب كثير راكد وجود ندارند ، در عين حال از آغاز عصر پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله تا پايان عصر صحابه رضوان اللَّه عليهم ، هيچ واقعه و مسألهاى دربارهء پاكى و ناپاكى ، سؤال و نقل نشده ، و هيچ پرسشى از چگونگى نگهدارى و بركنارى آب از نجاست به عمل نيامده ، در حالى كه ظرفهاى آب آنان را كودكان و كنيزان ، و كسانى كه از نجاسات ، پرهيز و پروا نداشتند ، بلكه كافران حمل مىكردهاند ، و اين نكته براى كسى كه دربارهء آن دورهها بررسى و پى جويى كند ، مسلم و معلوم مىگردد . با آنكه آنچه را فقها بدان استدلال مىكنند براى شرط كُر بودن آب ، مفهوماتى هستند كه تاب مقاومت در برابر منطوقات را ندارند ، منطوقاتى كه ادلّه و براهين محكم ، آنها را اثبات كردهاند . . .
آيت اللَّه العظمى فيض در كتاب الفيض « 1 » گويد :
در ميان اصحاب ، هيچ اختلافى نيست در اينكه آب با تغيّر يافتن يكى از اوصاف سه گانهاش نجس مىشود و فرق نمىكند كه قليل باشد يا كثير ، جارى باشد يا غير جارى ، چاه باشد ، يا چشمه ، يا باران يا غير اينها ، پس آب قليل راكد ، بدون خلاف ، نجس مىشود با دگرگون شدن يكى از
هامش
( 1 ) چاپ اوّل ، ص 8 - 9 .