تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَها وَ بَيْنَهُ أَمَداً بَعِيداً »
« 1 »
.
گاه به ما لطف او گاه بلا مىرسد * صورت اعمال ماست آنچه به ما مىرسد
و در خبر است كه دوزخى « 2 » ، آتش با خود به دوزخ مىبرد .
اى واى بر آنكه وقت رفتن ز جهان * با خود دل پاك و جان آگاه نبرد
بعضى از اهل علم گفتهاند كه آن مار كه عاصى را در قبر خواهد گزيد ، امروز هم مىگزد ، ليكن او چندان شراب نَخوَت « 3 » و بَنگِ « 4 » غفلت خورده است كه ادراك الَم آن نمىكند ، روزى كه به خُمار « 5 » افتد الم سابق و حاضر هر دو را احساس خواهد نمود ؛
« وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكافِرِينَ »
« 6 »
.
و عمدهء عذاب آخرت محبت دنياست ، و كم كسى باشد كه از اين علّت « 7 » خالى است ، و آنكه پندارد كه اين علت ندارد چون تفكّر « 8 » كند غلط كرده . گاهى عاشق را توهّمِ آن مىشود كه محبت معشوق از دل او زايل شد و در وقت فراق خلاف آن ظاهر مىگردد .
هامش
( 1 ) . در حاشيهء نسخهء « ق » و « خ » : « به درستى كه بيابد هر نفسى آنچه كرده است از نيكوئى را حاضر و آنچه كرده است از بدى . آرزو كند كاش ميان آن عمل مدت مديد مىبود كه هرگز به آن نمىرسيد » . آل عمران ، آيهء 30 .
( 2 ) . اهل دوزخ .
( 3 ) . تكبر ، بزرگ منشى ، خودستايى .
( 4 ) . بَنْج ، حشيش .
( 5 ) . كسالتى كه پس از بر طرف شدن كيف شراب در انسان پيدا مىشود ، حالت بعد از مستى .
( 6 ) . در حاشيهء نسخهء « ق » و « خ » : « به درستى كه فرا گرفته است دوزخ كافران را » . توبه ، آيهء 49 ؛ سورهء عنكبوت ، آيهء 54 .
( 7 ) . بيمارى ، رنج .
( 8 ) . نسخهء « م » و « ث » : « نظر » .