نشئهء دنيا به جهت بُعد از حق و خِسّتِ « 1 » ذات ، تاب ظهور نور حق ندارد . و لهذا وقتى كه صاحب الامر عليه السلام ظهور كند و همهء روى زمين را مسخّر گرداند ، به اندك وقتى دنيا خراب مىشود و زمين را آب مىگيرد و قيامت قائم مىشود ؛ چنان كه در اخبار آمده و ثابت شده .
درِ ششم : در زنده شدن بندگان بعد از موت و فنا و بازگشت خلايق به سوى حق
- عزّ و علا -
مىبينيم كه در اين عالم ، افراط و تفريط بسيار واقع مىشود و ظلم و انظلام « 2 » بىشمار به فعل مىآيد ؛ يكى در غايتِ فراغت و خوشحالى و رفاهيّت و پُر مالى و ديگرى در كمال فلاكت و اندوه و غم و فقر و مرض و الَم « 3 » .
پس اگر هستى منحصر در اين عالم باشد و نشئهء ديگر نباشد كه در آن تلافى اينها شود و داد مظلوم از ظالم گرفته شود و عزيزِ به غيرِ حق ، ذليل و ذليلِ به غير حق ، عزيز گردد لازم آيد كه حقتعالى بر بندگان ظلم روا داشته باشد ؛ « تَعَالَى اللَّهُ عَنْ ذَلِكَ » .
و نيز مىبينم كه حقتعالى آدمى را از ابتداى خلقت ، روز به روز ترقى بر ترقى مىافزايد و كمال بر كمال مىبخشايد و وجودش را يَوْمَاً فَيَوْمَاً « 4 » قوىتر و آيينهء دلش را جلىتر مىنمايد و هر مرتبهء پستتر را كه
هامش
( 1 ) . خسيس بودن ، فرومايگى .
( 2 ) . ستم كشيدن .
( 3 ) . درد ، رنج .
( 4 ) . روز به روز .