افْتَرَضْتُهُ عَلَيْهِ ، وَ إِنَّ العَبْدَ لَيَتَقَرَّبُ إِلَيَّ بِالنَّوافِلِ حَتَّى أُحِبَّهُ » « 1 » ؛ يعنى نزديك نمىشود بنده به من به هيچ چيز كه فاضلتر باشد از آن چيزى كه من بر او فريضه گردانيدهام . و به درستى كه بنده نزديك مىشود به من به سبب گزاردن نوافل تا به حدى كه من او را دوست مىدارم . زهى سعادت مر بنده را كه خداوند - جلّ شأنه - او را دوست دارد .
هزار دشمنم ار مىكنند قصد هلاك * گرم تو دوستى از دشمنان ندارم باك
درِ سيم « 2 » : در بيان اعمال سيّئهء بدن و اعضا بر سبيل اجمال
چون اعمال حسنه را بيان كرديم ، ناچار است كه اعمال سيئه را نيز ذكر كنيم ؛ چرا كه ترك معصيت در روشنايى دل و طى شدن راه حق و منزل ، بيشتر مدخل دارد از فعلِ طاعت . و عمدهء توشهء اين راه پرهيز است از معصيت ؛ چنان كه حقتعالى مىفرمايد :
« إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ »
« 3 » ؛ يعنى خداى عز و جل قبول نمىكند عبادت و طاعت را مگر از آن كسانى كه پرهيزكار باشند . و ترك معاصى همه فريضه است « 4 » و ترك مكروهات به منزلهء نوافل است كه ثواب دارد و فعلش عقاب ندارد .
و معاصى نيز چون فرايض بر دو قسم است : كباير و صغاير . كباير آن است كه ترك آن شرط است در صحت ايمان و فعل آن موجب
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 2 ، ص 352 ، ح 7 ؛ بحارالأنوار ، ج 72 ، ص 155 ، ح 25 با تفاوت مختصر .
( 2 ) . نسخهء « م » : « سيوم » .
( 3 ) . مائده ، آيهء 27 .
( 4 ) . نسخهء « ى » : « ترك معاصى به منزلهء فريضه است » .