بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ *
سپاس و ستايش مر خداوندى را كه خلايق را براى پرستش خود آفريد و پيغمبران را به جهت راهنمايى راه پرستش برگزيد ، و درود بر پيغمبر ما كه به شريعت روشن و آسان مبعوث گرديد و بر اهل بيت او كه بيان شريعت از ايشان به امت رسيد .
امّا بعد ، چنين گويد خادم شريعت بيضا « 1 » ، محسن بن مرتضى ، كه چون نُواب « 2 » اشرف اقدس ارفع ظلّ اللهى ، افتخار اورنگ « 3 » شاهنشاهى ، برازندهء تاج و تخت سلطنت ، طرازندهء « 4 » فرمانروايى مملكت ، مؤيّد به تأييدات ربّانى ، موفق به توفيقات سبحانى ، دُرّ صدف صاحبقرانى « 5 » ، شاه عباس ثانى - أمّد اللَّه دولته القاهرة الى ظهور دولة العترة الطاهرة - ،
هامش
( 1 ) . سپيد ، روشن .
( 2 ) . در دورهء صفويان و قاجاريان به عنوان كلمهء مفرد و به معنى فرمانرواى بزرگ يا شاهزاده به كار بردهاند .
( 3 ) . تخت پادشاهى ، سرير .
( 4 ) . آرايشدهنده ، نظمدهنده .
( 5 ) . صاحبقران : پادشاه عظيم الشأن و جهانگيرى كه دولتش دوام داشته باشد .