تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هشت در بهشت ( ده رساله از علامه فيض كاشانى ) ( فارسى ) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
* * *
يا رب تهى مكن ز مى عشق جام ما * از بندگى بريز شرابى به كام ما از بهر بندگيت به دنيا فتاده‌ايم * اى بندگيت دانه و دنيات دام ما چون بندگى نباشد ، از زندگى چه سود * از باده چون تهى است چه حاصل ز جام ما ؟ با تو حلال و بى تو حرام است عيش‌ها * يا رب حلال ساز به لطفت حرام ما جام مى عبادت توست اين سفال تن * بشكست نا رسيده شرابى به كام ما رفتيم ناچشيده شراب عبادتت * در حسرت شراب تو شد خاك ، جام ما عيش منغص دو سه روز سراى دون * شد رهزن قوافل عيش دوام ما