در راه انتظار ، بسى چشم دوختيم * مرغى ز كوى دوست نيامد به بام ما
مرغى كه آورد به سوى ما پيام او * يا سوى او برد ز بر ما پيام ما
ما را اگر نخواست چرا ذوق عشق داد * ور نه چه تلخ دارد از هجر كام ما
از تار و پود علم و عمل دامى ار نهيم * « فيض » اوفتد هماى سعادت به دام ما
* * *