بعد از خفتن « 1 » كه آن را « وُتَيرَه » خوانند ، و يازده ركعت نافلهء شب است ، و دو ركعت نافلهء فجر .
و سه ركعت آخر نماز شب را « وَتر » خوانند ، و بعضى يك ركعت آخر را وتر خوانند « 2 » ، و گاه وتر بر مجموع نماز شب اطلاق كنند .
و در هر دو ركعت از نوافل ، به تسليم منصرف بايد شد و اولى در سه ركعت وتر آن است كه به دو تسليم گزارده شود و اگر چه به يك تسليم نيز رواست . و آنچه در سفر ساقط است نوافل روز است و وتيره . و روز جمعه چهار ركعت نافله زياد مىشود كه مجموع بيست باشد .
و نوافل غير يوميّه در شمار نمىآيد . و آنچه از آن مؤكّد است « نماز جعفر » است كه آن را « نماز تسبيح » نيز مىگويند و نمازهايى كه در ازمنهء شريفه گزارده مىشود ؛ چنان كه در كتب ادعيه مذكور است . و در حديث وارد شده كه « نماز را خوب وضع كردهاند ؛ پس هر كه خواهد بسيار بگزارد و هر كه خواهد كم » « 3 » .
درِ سيّم : در بيان شرايط وجوب نماز و شرايط صحت آن و مكروهات لباس و مكان
و شرايط وجوب نماز بلوغ است و عقل و دخول وقت و تمكّن از رفع حدث . و شرايط وجوبِ به جاى آوردن همهء افعال و اذكار آن ،
هامش
( 1 ) . نماز عشا .
( 2 ) . در نسخهء « م » و « ع » ، « و بعضى يك ركعت آخر را وتر خوانند » نيامده است .
( 3 ) . ابوذر رحمه الله : « . . . فَقُلْتُ : يَا رَسُولَ اللَّهِ ، إِنَّكَ أَمَرْتَنِي بِالصَّلَاةِ ، فَمَا الصَّلَاةُ ؟ قَالَ : خَيْرُ مَوْضُوعٍ ؛ فَمَنْ شَاءَ أَقَلَّ وَ مَنْ شَاءَ أَكْثَر » ( خصال ، ج 2 ، ص 523 ، ح 13 ؛ بحارالأنوار ، ج 74 ، ص 72 ، ح 1 ) .