راه دراز است بِرانيم تيز * ما به درازا و به پهناى شب
روز اگر مكسب و سوداگرى است * ذوق دگر دارد سوداى شب
هين بچشان اى همه را جانِ جان * مغز مرا نادره صهباى « 1 » شب
و نيز از آن حضرت منقول است كه « حقتعالى در مناجات با حضرت موسى عليه السلام خطاب كرد كه اى فرزند عمران ! دروغ گفت آن كه گمان برد كه مرا دوست مىدارد و چون شب شود مىخوابد و مرا مىگذارد . آيا چنين نيست كه هر دوستى ، دوست مىدارد كه با دوست خود خلوت كند ؟ آگاه باش كه اينك اى پسر عمران ، من مطّلعم بر دوستان خود ؛ چون شب شود روى دل را به جانب من كنند و عقوبت مرا پيش چشم آورند و به مشاهده با من خطاب كنند و در حضور ، با من سخن گويند .
اى پسر عمران ! بده از دل خود به من خشوع و از بدن خود خضوع « 2 » و از چشم خود دموع « 3 » در ميان شب تاريك ، تا بيايى مرا به خود نزديك » « 4 » .
خداى گفت كه شب ، دوستان نمىخسبند * اگر خجل شدهاى زين و شرمسار مخسب
شنيدهاى كه شهان كامها به شب يابند * براى عشق شهنشاه كامياب مخسب
هامش
( 1 ) . شراب ، مى .
( 2 ) . نسخهء « خ » : « و از بدن به من خضوع » .
( 3 ) . نسخهء « ع » : « و از چشم دموع » .
( 4 ) . امام صادق عليه السلام : « كَانَ فِيَما نَاجَى اللَّهُ بِهِ مُوسَى بْنَ عِمْرَانَ عليه السلام أَنْ قَالَ لَهُ : يَا ابْنَ عِمْرَانَ ، كَذَبَ مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ يُحِبُّنِي فَإِذَا جَنَّهُ اللَّيْلُ نَامَ عَنِّي ؛ أَ لَيْسَ كُلُّ مُحِبٍّ يُحِبُّ خَلْوَةَ حَبِيبِهِ ؟ هَا أَنَا يَا ابْنَ عِمْرَانَ مُطَّلِعٌ عَلَى أَحِبَّائِي ؛ إِذَا جَنَّهُمُ اللَّيْلُ حَوَّلْتُ أَبْصَارَهُمْ فِي قُلُوبِهِمْ ، وَ مَثَّلْتُ عُقُوبَتِي بَيْنَ أَعْيُنِهِمْ ؛ يُخَاطِبُونِّي عَنِ الْمُشَاهَدَةِ ، وَ يُكَلِّمُونِّي عَنِ الْحُضُورِ . يَا ابْنَ عِمْرَانَ ، هَبْ لِي مِنْ قَلْبِكَ الْخُشُوعَ ، وَ مِنْ بَدَنِكَ الْخُضُوعَ ، وَ مِنْ عَيْنَيْكَ الدُّمُوعَ ، وَ ادْعُنِي فِي ظُلَمِ اللَّيْلِ ؛ فَإِنَّكَ تَجِدُنِي قَرِيباً مُجِيباً » ( امالى صدوق ، ص 356 ، ح 1 ؛ بحارالأنوار ، ج 13 ، ص 329 ، ح 7 ) .