تخفيف ، خواسته است مفهوم كثرت و تكرار ، از آن استنباط شود . منظور از « عقد ايمان » بستن سوگندهايى است كه از روى جديّت بوده باشد و مصممانه سوگند ياد كرده شود و كفارهء چنين سوگندى يكى از سه چيز است :
« فَكَفَّارَتُهُ إِطْعامُ عَشَرَةِ مَساكِينَ مِنْ أَوْسَطِ ما تُطْعِمُونَ أَهْلِيكُمْ أَوْ كِسْوَتُهُمْ أَوْ تَحْرِيرُ رَقَبَةٍ . . . »
( مائده / 89 )
اطعام ده مسكين ( از غذاى معمولى در خانواده ) يا پوشاندن لباس بر ده تن نيازمند و يا آزاد كردن يك برده ( - او تحرير رقبه ) و اگر به انجام هيچيك از اين سه چيز توانايى نيست ، بايد سه روز روزه بگيرد 49
« فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيامُ ثَلاثَةِ أَيَّامٍ »
( مائده / 89 ) .
در بحث از آيهء :
« وَ قالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ . . . »
( مائده / 64 ) كه قوم يهود « * » گفتند :
دست خدا به زنجير بسته شده و كناية يعنى بخشش نمىكند ، قرآن گفته است :
« . . . غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ يُنْفِقُ كَيْفَ يَشاءُ . . . »
( مائده / 64 ) يعنى دست آنان در زنجير باد و به علت گفتن اين سخن ناروا
« لُعِنُوا بِما قالُوا »
. قرآن براى ابطال عقيدهء نارواى آنان ، سپس مىگويد :
« بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ يُنْفِقُ كَيْفَ يَشاءُ »
. طبرى گفته است : كلمهء « يد » در اين آيه مجازا به معناى عطا و بخشش است ، زيرا بذل عطاء و بخشيدن چيزى غالبا به وسيلهء دست انجام مىشود و در شعر اعشى هم در مدح مردى گفته شده است :
يداك يدا مجد و كف مفيدة * و كف اذا ما ضّن بالزاد تنفق 50
قرآن مجيد هم به رسم عرب كلمهء « يد » را به كار برده است . طبرى ، ذيل آيهء مزبور نوشته است 51 : « يعنى بذلك : انّهم قالوا : انّ اللّه يبخل علينا و يمنعنا فضله فلا يفضل ، كالمغلولة يده الذى لايقدران يبسطها بعطاء و لا بذل معروف . . . » و طبرى افزوده است كه برخى گفتهاند : حال كه « يد » به معناى نعمت و عطا و بخشش است ، بهتر بود قرآن هم در دنبالهء
« يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ . . . »
مىگفت : « بل يده مبسوطه » و نمىگفت : « بل يداه مبسوطه » طبرى پاسخ داده كه چون نعم الهى « لا تعدو لا تحصى » است و بىشمار است و فراوان
هامش
* . گويندهء سخن ، يك تن بوده ولى چون بقيه نيز به گفتار او راضى بودند ، قرآن اين سخن را به همهء آنها نسبت داده است . ( ر ك : تفسير نمونه 4 / 450 )