تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 718

مساهمون:

ص٧١٨
گفته است 47 : مرجع ضمير « هو » در اين مورد « عدل » است يعنى : عدل اقرب به تقوا است . بعد افزوده است كه در زبان عربى رسم است گاه براى فعل و مصدر ضمير مىآورند و مثلا مىگويند : « اعدلوا هو اقرب للتقوى » كه ضمير « هو » به مصدر فعل كه عدل باشد برمىگردد ، همان‌طورى كه در آيهء 271 سورهء بقره
« إِنْ تُبْدُوا الصَّدَقاتِ فَنِعِمَّا هِيَ وَ إِنْ تُخْفُوها وَ تُؤْتُوهَا الْفُقَراءَ فَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ
« * »
. . »
نيز چنين است و ضمير « هو » به مفهوم جمله برمىگردد . و گاه نيز اسم اشارهء « ذلك » به مفهوم فعل برمىگردد همان‌طورى كه در آيهء :
« وَ إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ
. . .
ذلِكُمْ أَزْكى لَكُمْ . . . »
( بقره / 232 ) چنين است . در بخشهاى قبلى آيهء مزبور قرآن در باب طلاق و اجراى آن با عدالت ، سخن گفته و در بخش پايانى آيه گفته است : « ذلكم ازكى لكم » يعنى اين دستور ، براى تزكيه و نمو عقلى و روحى فوق العاده مؤثرتر است . طبرى توضيح داده كه آوردن ضمير « هو » در جملهء
« اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوى »
سبب مىشود كه صفت تفضيلى
« أَقْرَبُ »
مرفوع باشد و جمله هم اسميه و بر استمرار و تجدد و حدوث دلالت كند و بلاغت بيشترى داشته باشد ، در صورتى كه بدون ضمير « هو » مىبايست گفته شود : « اعدلوا اقرب للتقوى » به نصب « اقرب » همان‌طورى كه در آيهء :
« . . . انْتَهُوا خَيْراً لَكُمْ
« * * »
. . »
( سوره نساء / 171 ) كلمهء
« خَيْراً »
به نصب است . در بحث از آيهء :
« لا يُؤاخِذُكُمُ اللَّهُ بِاللَّغْوِ فِي أَيْمانِكُمْ وَ لكِنْ يُؤاخِذُكُمْ بِما عَقَّدْتُمُ الْأَيْمانَ . . .
« * * * »
»
( مائده / 89 ) كه كلمهء
« عَقَّدْتُمُ »
از باب تفعيل آمده و ريشهء آن « عقد » است و به معناى گره زدن دو سر طناب مىباشد و مجازا در امور معنوى به كار مىرود و هر پيمان محكمى را « عقد » گويند ، طبرى نوشته است 48 : در معنى باب تفعيل ، تكرار و كثرت هست و اينكه قرآن ، كلمه را
« عَقَّدْتُمُ »
از باب تفعيل با تشديد گفته و نه « عقدتم » به
هامش
* . يعنى : اگر انفاقها را آشكار كنيد خوب است و اگر صدقات را مخفيانه هم به نيازمندان بدهيد ، براى شما بهتر است . . . ( چون ريا و خودنمايى كمتر است ) * * . يعنى : از اين تثليث خوددارى كنيد و دست برداريد كه به سود شما نيست ( اين تثليث موهوم است ) . * * * . يعنى : خدا شما را به خاطر سوگندهاى بيهوده و خالى از اراده ، مؤاخذه نمىكند ولى در برابر سوگندهايى كه از روى اراده باشد ، مواخذه مىكند . . .