دور بودن از مختصات نثر عربى
ديگر از مختصات نثر تاريخ بلعمى دور بودن آنست از سبك نثرهاى عربى . تاريخ بلعمى با آنكه از متن عربى ترجمه گرديده و بايد در انتخاب الفاظ و كلمات و سبك عبارات و شيوهء جملات كم و بيش به آن شبيه باشد ، ولى با آن فاصله بسيار دارد . و از جهت بيان الفاظ و تركيبات دستورى سرشار از اختصاصات نثرهاى دورهء سامانيانست و بلكه از بهترين نمونههاى آن .
واژههاى عربى آن بسيار كمست و شايد كه از صدى شش و هفت تجاوز نكند .
سجع و موازنهء در آن ديده نمىشود در خلال عبارات استشهاد به آيات و اشعار و امثال نشده مگر آنها كه جزء تاريخ و بيان وقايع بوده . ( چنانچه در شرح واقعه سنمّار بامثال و اشعارى تمثل شده . يا داستان بهرام گور يا پاسخ اسكندر به دارا . . . كه نكتهها و اشعار و امثالى از زبان آنان نقل گرديده است . ) صناعات ادبى و لطائف بديعى در آن راه نيافته .
توجه به صرف و نحو زبان تازى جز در مواردى معدود كه گفته خواهد شد در آن به نظر نمىرسد . از تركيبهاى عربى به غير از سه كلمهء - فبها 254 - ايها الملك 182 - و من بعد 312 در آن چيزى نديدم . و سه عبارت رحمة اللّه عليه و عز و جل و باللّه العصمة و التوفيق 3 كه در ديباچهء كتاب آمده است .
بر روى هم در طرز بيان مطالب و سبك عبارات و سياق جملات نكتهاى كه نشانهء تأثير روشن سبك عربى باشد در آن نمىتوان يافت .
جمع بستن كلمات عربى به شيوهء پارسى
ديگر از مختصات آن جمع بستن كلمات عربيست به شيوهء پارسى - مانند : موكّلان 106 - نديمان 124 - اسيران 100 - شريفان 106 - ملكان 79 - رسولان - حاجبان - خاصگان - عاملان - عيالان 201 - خالان و قرابتان - جاسوسان 103 - خليفتان و متابعان 26 و اعرابيان و نباها 181 و غنيمتها
و گاهى معدودى از انواع اين كلمات را نيز به سياق عربى جمع مكسّر بسته عمال - بلاد - ندما - حكما و علما و ملوك و سباع و وحوش گفته است .