پرش به محتوای اصلی

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحه 653

پدیدآورندگان:

ص۶۵۳
سه كلمهء نفقات و صدقات 15 - وثقات 102 بقاعدهء عربى و با « ات » جمع بسته شده است . در پاره‌اى موارد نيز كلمات جمع عربى را مفرد شمرده و به جمع فارسى برده و ملوكان - عجايبها 19 - عمّالان 97 - در اخبارها خواندم 342 گفته است . و اين جمع بستن كلمات عربى در فارسى از مختصات اين زبانست در دورهء سامانيان ، كه مدتها بعد از آن هم رواجى بسزا داشته است . 11 منوچهرى گويد :
بيابان درنورد و كوه بگذار * منازلها بكوب و راه بگسل
بر اسم مكان عربى نيز گاه پساوند جا و مكان فارسى افزوده مجلسگاه ( 73 و 115 ) و عرصه‌گاه گفته است . برخى از اسمهاى جمع را چون « سپاه » و « لشكر » در حكم جمع شناخته و فعلهاى آنها را جمع آورده است . مانند لشكر روى بهزيمت نهادند 267 - سپاه خالد چون او را ديدند بدر حصار آمدند 276 و ما مىدانيم كه فعل اين گونه كلمات را در زبان پارسى مىتوان هم مفرد و هم جمع آورد .
لشكر ارديبهشت تاخت ببهمن * باز گرفت آنچه برده بود بيغما
سپاه ابر نيسانى ز دريا رفت بر صحرا * نثار لؤلؤ لالا بصحرا برد از دريا
مطابقهء صفت با موصوف در مفرد و جمع و تذكر و تأنيث . صفت و موصوف را در مفرد و جمع گاه به سياق قواعد پيش از اسلام مطابقت داده . بزرگان نيكوكاران . . . و فرزندان ملكان 261 و غير آنها گفته است . « امروز كه من هلاك شوم و ايشان شوهران كنند هم بدان حال كه با من بوده‌اند دوستر دارند 25 » و ر ك ص 197 و ص 368 سبك‌شناسى ج 1 مثال ديگر ملك وزيران را گفت اين را چه بايد كردن گفتند وى جادوست ، جادوان بايند تا او را قهر كنند . ( بجاى جاودان بايد يا بايست تا او را قهر كنند ) ر ك سبك‌شناسى ج 1 ص 368 در مطابقهء صفت يا موصوف در تذكير و تأنيث بجز « اخبار مشهوره » و زنان مؤمنه و افعال سيئه 246 نمونه‌اى به نظر نرسيد .
يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحه 653 | جمعى از نويسندگان