بلعمى است كه نثرهاى دورهء سامانيان و دورهء بعد تا دو سه قرن از اين امتياز برخوردار بوده است مانند تاريخ برامكه ، تاريخ سيستان ، تاريخ گرديزى ، تاريخ بيهقى ، قابوسنامه ، سياستنامه ، سفرنامه و نوروزنامه و امثال آنها .
ديگر به كار گرفتن واژهها و تركيباتست و نوادر لغات و تعبيرات و اصطلاحات و افعال كه برخى از آنها امروز از ميان رفته يا متروك و مهجور گرديده است . مانند :
اشتلم - ايدون بمعنى اكنون و اين چنين - انگشترى - بربسته ( - دستبسته و مغلول ) بلايه و بلايگى 15 ( - زن بدكاره و بدكارى ) - بيدادى - بازداشتن ( نگه داشتن ) باشيدن 254 ( - ماندن و توقف كردن ) - باز كردن 64 ( چيدن ميوه از درخت ) پست 237 - چشمخانه - چشمدار و چشم داشتن 28 - حرب كردن - خوى گشادن دروغزن 118 - درون شدن 231 دست نگه داشتن 94 - دستورى - خواسته 130 - ركوى 93 ( - جامه كثيف و آلودهء زنان ) - جاى بنشست ( - محل نشستن و جلوس ) خبرجويان 117 ( - جاسوسان ) - خبر برداشتن 116 ( - خبر دادن و خبر بردن ) - خبر افتادن 124 ( - واقع شدن و رخ دادن ) - زن كردن 69 ( - عقد كردن و زن گرفتن ) - داد كردن 140 - شپاشاپ 323 ( - صدايى كه از بهم خوردن دو شمشير شنيده شود ) - رهى 183 ساختگى كردن 270 ( - آماده شدن ) - سبك 184 ( - سريع و زود ) سفط 324 ( - سبد ) - بطرقيدن 271 ( - بتركيدن ) - صورت كردن 115 ( - تصوير چيزى را كشيدن و نقش كشيدن ) - صف راست كردن 138 ( - صفآرائى كردن ) - تاختن زدن 350 - فرمان بكردن 121 ( - اطاعت كردن و فرمان بردن ) - فرمان يافتن 95 - سخن نه راست كردن 93 ( - راست نگفتن ) - كشش - كشتار و كشتن - گذاره كردن - عبور دادن - گشادن - فتح كردن و شهر را گشودن - كردن - بنا كردن و ساختن - گذاشتن 152 ( - رها كردن و ترك كردن - متعدى گذشتن ) - هژده - هجده - پله كردن - رها كردن - گرانگران - آهستهآهسته - برنشستن - سوار شدن - ماندن ( - گذاشتن ) - پتياره 7 - مرده 15 - جمله مرده از وى بگريختند - امير حرس - ( رئيس امنيت ) 238 - پذيره آمدن 17 - تافته 107 خشمگين - هيچكس - كسى 96 - سراى شمرده 250 - بيت المال ، جاى وصول خراج و مالياتها - پركست باد ( - معاذ اللّه و خدا نكرده ) بهار 1 / 303 - چند و همچند 73 و 74 ( - اندازه و معادل ) - درون شدن - داخل شدن
يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 651
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص٦٥١