قصيده ، و من قصهء اين قصيده بگويم كه قصهء او غريب است و سبب او عجيب . »
و نيز در حكايت سيف بن ذى يزن و نشست او بر تخت ملوك يمن گويد : « از زمين حجاز و زمين عرب همه به تهنيت وى آمدند و ايشان را برّ كرد و شاعران را عطا داد ، شاعرى . . . از بنى ثقيف او را مدحى گفته است و از اين قصيده محمد بن جرير دو بيت بيش نگفته است و ما تمام او را بگوئيم . » ص 164
همچنين در آغاز كتاب گويد : « هر حديث كه در كتاب محمد بن جرير نبود ما باز نموديم تا هر كه در وى نگرد به آسانى بازيابد » . 7
چنان كه اشاره شد تاريخ بلعمى حاوى نكات و فوايد بسيار ديگريست كه با اندك دقّتى به خوبى بر اهل تحقيق روشن مىگردد مانند فوائد جغرافيائى و اخلاقى و اجتماعى و قرآنى و روائى و نجومى و دليرى زنان و بيرحمى مردان و وضع مالياتهاى عمومى و دهها نكتهء آموزندهء ديگر . وصفى كه از طاق كسرى و ايوان مدائن در آن آمده 303 پربها و كمنظير است . از فرش زمستانى بارگاه مشهور به « بهارستان » توصيفى تمام كرده است كه كاملتر از آن در جائى شايد ديده نشود 305 . قانون وضع خراج را براى كشاورزان بشرح بازآورده ، و گفته است قباد پايه آن را نهاد و انوشيروان بكمال رسانيد 169 . در وجه تسميهء برخى نامها و كلمات اگرچه غالبا بر پايهاى علمى و عقلى استوار نيست ، نكتهها گفته . چون : گل پادشاه يا گلشاهيان 7 و پيشداديان 19 و بلخ 13 و داراب 71 و بهرام چوبين ( شوبين ) 180 .
دربارهء فال عجم مىنويسد : « و عجم را كتابى هست بيرون از اين اخبار آن را كتاب فال خوانند . » 233 .
واقعهء خواستگارى فرخ هرمزد زنباره را از آذرميدخت و كشتن او را بجرم اين گستاخى چنان كه آورده ، و كينتوزى ننگين و وحشيانهء فرزندش رستم و انتقامجوئى او درس عبرتيست كه از خواندن آن موى بر اندام آدمى راست مىگردد 260 .
بيان اين مطالب ظريف و دقيق و بحث دربارهء آنها خود موضوع مقالهاى مفصّلست و بدفترى جداگانه نياز دارد كه البته بايد مورد توجه علاقهمندان و اهل تحقيق قرار گيرد .
اكنون باز مىگرديم به شرح سبك كتاب و شيوهء نثر تاريخ بلعمى و مختصات لفظى و معنوى و صرفى و نحوى و لغوى آن و بيان افعال و تركيبات و اصطلاحات و پيشاوندها و
يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 649
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص٦٤٩