تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 648

مساهمون:

ص٦٤٨
تاريخ‌نويسى مؤلف بزرگ آن نهاده شده يعنى محمد بن جرير . و بطورى كه در مقدمهء تاريخ بلعمى آمده است 2 طبرى بناى كار را در تاريخ خويش بر تفصيل و اطناب نهاده بلعمى نيز چنين كرده است 3 . ديگر آنكه در تاريخ طبرى مطالب بتاريخ ايران از همهء تواريخ اسلامى مبسوطتر بيان گرديده و اهميتى بيشتر بدان داده شده است ، بلعمى نيز در تصنيف تاريخ خود و ترجمهء آن اين فصل را از مهمترين فصول كتاب شناخته و در تدوين آن رنج بيشترى بر خود هموار ساخته است . نكتهء سوم آنكه بيشتر روايات و مطالبى كه طبرى دربارهء تاريخ قديم ايران نقل كرده است ، يعنى پيشداديان و كيانيان و اشكانيان ، از كتابها و قصص و حماسه‌هاى ملى گرفته است همچنين اخبار و روايات مربوط به ايران و عرب را از تاريخ هشام كلبى ( متوفى به سال 206 هجرى ) نقل كرده است . مانند اخبار مربوط به ايران و پادشاهان تبّع و ملوك كندى و يمن و سيف ذى يزن و قباد و غيره و غيره 4 . ديگر آنكه بلعمى نام راويان و اسناد پياپى را در نقل روايات و اخبار حذف كرده است ، و از ذكر وجوه مختلفى نيز كه طبرى در تاريخ خويش آورده است چشم پوشيده و به درج آنچه مرجّح بوده است اكتفا كرده 5 . بر سرى از نكته‌هاى مذكور بلعمى برخى از مطالب و روايات و قصايد و اشعار را كه در اصل كتاب ديده نمىشود خود با مراجعه به مآخذ اصلى آنها بيان كرده و اين‌گونه كارها امتيازى بزرگست ترجمهء كتاب را بر اصل آن 6 . چنان كه در يك مقام گفته است « محمد بن جرير حديث بهرام چوبين تمام نگفته است . و من بكتاب اخبار عجم تمام يافتم و بگويم . » ص 180 و باز در ذكر واقعهء سنمّار نوشته است : « نعمان را خشم آمد و گفت تا سنمّار را بر سر آن بنا بردند و از آنجا در انداختند تا بمرد . و حديث وى مثل گشت در عرب . چون كسى كسى را پاداش دادى نه در خور كردار او ، گويند جزاى سنمّار و به زبان عرب در كتاب امثال يكى بيت است كه گويند و مثل زنند : ص 112
جزانى جزاء اللّه شرّ جزائه * جزاء سنمار و ماكان ذا ذنب
سپس گويد : « كسى نداند اين بيت كه گفته است و سبب اين چه بوده است و اين ده بيت است در كتاب امثال و محمد بن جرير در اين باب نگفته است قصهء اين
يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 648 | جمعى از نويسندگان