تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 589

مساهمون:

ص٥٨٩
سخت‌تر دوست دارند خداى را . مجلّد اوّل ص 113 س 13 . آوردن « هست » در برابر « هل » استفهام :
هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا أَنْ يَأْتِيَهُمُ اللَّهُ فِي ظُلَلٍ مِنَ الْغَمامِ وَ الْمَلائِكَةُ
: هست مىنگريد مگر كه بيايد برايشان خداى اندر تاريكيها از ميغ و فريشتگان ؟ مجلّد اوّل ص 133 س 7 . آوردن معنى فعل « كان » و مشتقّات آن آنجا كه بايد با فعل ديگر آن فعل را ماضى استمرارى معنى كرد :
فَإِذا أَمِنْتُمْ فَاذْكُرُوا اللَّهَ كَما عَلَّمَكُمْ ما لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ
: چون ايمن شويد ياد كنيد خداى را چنان‌كه بياموخت شما را آنچه نه بوديد دانستيد ( به جاى : آنچه را نمىدانستيد ) . مجلّد اوّل ص 143 س 9 . افزودن « مردان و زنان » يا مفرد آن‌ها در ترجمهء آياتى كه دو اسم يا صفت مذكّر و مؤنّث در آنها آمده است 6 :
الْمُنافِقُونَ وَ الْمُنافِقاتُ بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمُنْكَرِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ
: مردان منافقان و زنان منافقان برخى از ايشان از برخى ، مىفرمايند بزشتى و مىبازدارند از نيكوى . مجلّد سوّم ص 618 س 15 ؛
الزَّانِيَةُ وَ الزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ واحِدٍ مِنْهُما مِائَةَ جَلْدَةٍ
: زن زانيه را و مرد زانى را تازيانه زنيد هريكى را از ايشان صد تازيانه . مجلّد پنجم ص 111 س 6 . به كار بردن ضمير منفصل به جاى ضمير مشترك در قياس با امروز :
يا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ
: يا مردمان ، بپرستيد خداوند شما را آنكه بيافريد شما را و آنكسها كه از پيش شما ( به جاى خداوند خويش را ) . مجلّد اوّل ص 22 س 3 . به كار بردن ماضى به جاى مضارع محقّق الوقوع 7 . گرچه اين استعمال در فارسى نيز ديده مىشود امّا ظاهرا در شاهد زير از سبك سخن خدا پيروى شده است : و من يخرج من بيته مهاجرا الى اللّه و رسوله ثم يدركه الموت فقد وقع اجره على اللّه . هركى بيرون آيد از خانهء او و هجرت كند سوى خدا و پيغامبر او ، پس اندر رسد به دو مرگ ، كه افتاد مزد او بر خداى . مجلّد دوّم ص 312 س 17 . به كار بردن كلمهء « مردم » در ترجمهء « انسان » و مفرد آوردن ضمير راجع به آن :
يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ ما غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ
: اى مردم چه بفريفت ترا بخداى تو بزرگوار . مجلّد هفتم ص 1993 س 9 . به كار بردن كلمهء « مردمان » در ترجمهء « انسان » و جمع آوردن فعل و مفرد آوردن