مر ستمكاران را - يعنى كافران را - و بكند خداى تعالى آنچه خواهد . مجلّد چهارم ص 823 س 6 .
گاه - و بتسامح - فعل مضارع ، فعل ماضى معنى شده است :
أُولئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَ يَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ
: ايشانند كه نفرين كردشان خداى و نفرين كردشان نفرينكنان . مجلّد اوّل ص 112 س 15 .
مطابقهء مسند و مسنداليه در جمع :
يا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ
: اى مردمان شما درويشانيد سوى خدا . مجلّد پنجم ص 1489 س 15 .
مطابقهء موصوف و صفت در تذكير و تأنيث :
وَ لا تَنْكِحُوا الْمُشْرِكاتِ حَتَّى يُؤْمِنَّ وَ لَأَمَةٌ مُؤْمِنَةٌ خَيْرٌ مِنْ مُشْرِكَةٍ وَ لَوْ أَعْجَبَتْكُمْ
: و مه بزنى كنيد زنان كافره را تا بگروند ، و پرستار گروند [ ه ] بهتر از كافره و اگر [ چه ] خوش آيد شما را . مجلّد اوّل ص 139 س 3 .
آنچه در ترجمهء آيات اين كتاب بيش از همه شايان توجّه است مفردات و تركيبات پارسى برابر كلمات قرآنى است . واژهگزينى و تركيبسازى در جملهء گزارههاى ديرينهء سخن خدا از ايمان پاك و ذوق سرشار گزارندگان آن مايه مىگيرد ، امّا در اين گزارهء پيشينه كه بميانجى « فتوا » 11 نخستين بار كلام خدا به زبانى ديگر درمىآيد نمودى ديگر دارد . نويسندهء اين سطور براى آنكه بتواند تعهّد و تقيّد گزارشگران نيكياب اين كتاب را بهتر نشان دهد ، نمونهاى از معادلهاى فارسى كلمات آيات را - كه هم از نوادر لغات كتاب است - از ژرفناى آن بيرون كشيده است و در پى مىآورد كه بسيارى از آنها هماكنون نيز برابرهاى استوار و زيبايى براى واژههاى قرآن است و در ترجمهء علمى و دقيق كتاب خدا مترجم امروزين را گنجينهاى است بهينه .
مُصْلِحُونَ *
: بسامانان - مجلّد اوّل صفحه 21 سطر 2 .
مُسْتَهْزِؤُنَ
: افسوسكنان - مجلّد اوّل ص 21 س 9 .
طُغْيانِهِمْ *
: بيراهىشان - مجلّد اوّل ص 21 س 10 .
الضَّلالَةَ *
: بىراهى - مجلّد اوّل ص 21 س 12 .
مُهْتَدِينَ *
: راهيافتگان - مجلّد اوّل ص 21 س 13 .
وَقُودُهَا *
: فروزش آن - مجلّد اوّل ص 22 س 11 .
الْخاشِعِينَ *
: ترسكاران - مجلّد اوّل ص 63 س 6 .
الْمَنَّ *
: ترنجبين - مجلّد اوّل ص 64 س 12 .
السَّلْوى *
: سامان بريان - مجلّد اوّل ص 64 س 12 .