آن سخن گفتهاند حروف مقطّعى است كه در آغاز برخى از سورهها آمده است كه بعضى ، آنها را نمودار سوگندهاى خدا دانستهاند ، برخى آنها را نامهاى خود قرآن پنداشتهاند ، گروهى آن حروف را رمز اسامى و صفات حق به شمار آوردهاند ، دستهاى آنها را حروف تنبيه تلقّى كردهاند ، جمعى آنها را حرفهاى سادهاى انگاشتهاند كه به منكران قرآن مىگويد آنچه شما از آوردن آن ناتوانيد از همين حروف متداول و عادى فراهم آمده و « معجزه » گرديده است . و كسانى اين حروف را از رازهاى پوشيدهء كتاب خدا گرفتهاند كه كس را بر بلنداى معنى آن دستى نيست . 10
در ترجمهء تفسير طبرى گاه تفسير اين حروف را بازمىيابيم :
الم *
: منم خداى دانا ، مجلّد اوّل ص 20 س 4 ، ص 199 س 4 .
المر
: منم خداى بينا ، مجلّد سوّم ص 806 س 4 .
حذف معادل فارسى همزههاى استفهام عربى :
أَ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ
:
مىفرماييد مردمانرا بنيكى و فراموش كنيد تنهاى شما را . مجلّد اوّل ص 62 س 3 ، مجلّد دوّم ص 444 س 5 ، مجلّد پنجم ص 1085 س 11 ، مجلّد هفتم ص 1960 س 6 .
و گاه نيز نشانهء پرسش معادل همزهء استفهام عربى در ترجمه ذكر مىشود :
أَ لَيْسَ ذلِكَ بِقادِرٍ عَلى أَنْ يُحْيِيَ الْمَوْتى
: آيا نيست آنكه اين خداوند تواناست برانكه زنده كند مردگان را . مجلّد هفتم ص 1963 س 2 ، مجلّد ششم ص 1573 س 17 .
ذكر مفعول صريح بدون نشانهء « را » :
ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ
: ببرد خداى روشنائى ايشان .
مجلّد اوّل ص 21 س 15 ، ص 22 س 1 .
گاه بعد از آنكه معنى تحت اللفظى كلمهاى از آيه ذكر شد توضيح همان كلمه در پى مىآيد :
يُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ فِي الْآخِرَةِ
: بدارد خداى عزّوجل آنكسها را كه بگرويدند بدين گفتار استوار - يعنى قول شهاده - اندر زندگانى اين جهان و اندر آن جهان . مجلّد چهارم ص 823 س 14 و س 12
وَ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ
: و آنچه زيردستان شمايند يعنى پرستران ( پرستاران ) . مجلّد اوّل مجلد 4 ، ص 296 س 12 .
گاه عباراتى ثنايى در پى نام خدا ذكر مىشود كه در متن آيه نيامده است :
وَ ما لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِياءَ
: و نيست شما را از بيرون خداى عزّ و جل هيچ دوستانى . مجلّد سوّم ص 725 س 10
وَ يُضِلُّ اللَّهُ الظَّالِمِينَ وَ يَفْعَلُ اللَّهُ ما يَشاءُ
: و گمراه كند خداى تعالى