علامت آنها - گذشته از تاريخ تحرير كتاب - داشتن مقدمه و ديباچهء قديم ابو منصورى است ، ديده مىشود كه سراپا مغلوط است و در همان حال شعرهايى در آنهاست ، كه با اندك دقت اصل آن را مىتوان دانست و با نسخههاى بايسنقرى نهايت اختلاف را دارد ، و پيداست كه آن را درست كردهاند .
همين مطالب در كليات سعدى كهنه صدق آمده است ، چه با مقابلهء دو نسخه كليات سعدى كه يكى از هفتصد و پانزده ( يا بيست و پنج ) - درست به خاطر ندارم - نوشته شده و نويسنده گويد از روى خط سعدى نوشته است ، و متعلق به كتابخانهء آقاى دكتر لقمان ادهم است ، و ديگرى كه صد سال پس از سعدى ( ظاهرا اواخر قرن هشتم ) و متعلق به آقاى دكتر جليل خان ، رئيس كتابخانهء معارف ، است از همين قبيل تصرفات ديده مىشود كه شعر سعدى را بعدها اصلاح و تسهيل و تلطيف كردهاند ، از آن جمله در نسخهء آقاى دكتر لقمان ادهم هست كه :
هركه تماشاى روى چون سپرت كرد * روى سپر كرد پيش تير ملامت
و در نسخههاى بعد ، اين شعر اصلاح و تلطيف شده و گويد :
هركه تماشاى روى چون قمرت كرد * سينه سپر كرد پيش تير ملامت
ما كار نداريم كه شعرهاى قدما را گاهى بدين سبب از خشونت و غلظت قديمى خود بركاسته و به مناسبت زمان آن را خوبتر و لطيفتر كردهاند ، چنان كه در شعر حافظ كه گويد :
بيا كه فسحت اين كارخانه كم نشود * ز زهد همچو تويى يا ز فسق همچو منى
تصرف كرده ، « فسحت » را « رونق » كردهاند ، و زيباتر شده است .
و اين مكرر ديده شده است كه خودكهنگى ، شعر يا نثرى را سوهانكارى كرده مطابق سليقهء آيندگان درمىآورد . ليكن مراد اين است كه دانسته شود نويسنده يا گوينده ، چه گفته و چه نوشته است ، و براى اين مطالب نساخ بايد بىاندازه امين و محتاط و فقط رونويس باشند و خوانندگان كتب هم از حاشيهنويسيهاى نيمهشب دست بردارند .
مطلب بر سر ترجمهء طبرى بود . نسخهاى كه در دست بنده است و آن را مأخذ و متن كتابى كه به امر وزارت جليلهء معارف دستاندركار اصلاح هستم قرار دادهام ،