تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 441

مساهمون:

ص٤٤١
ممالك اسلامى نوشته شده اقتباس از اوست . » 69 عده‌اى نيز بر پايه اسناد و مدارك مورد استفاده طبرى و برداشتهاى او اعتقاد ورزيده‌اند كه : « در تاريخ طبرى اگر با ديد روشن‌بين و واقع‌نگر ، نگريسته شود و همه موارد آن تاريخ ارزيابى علمى شود ، موارد زيادى از تحريف و تخريب ارزشهاى والاى اسلام و مسلمين و چهره‌هاى ارزنده تاريخ است . بديهى است اين اتهامات و تحريفات توسط مورخين وابسته و حاشيه‌نشينان دربارها و حكام و سلاطين صورت گرفته است » . 70 چگونگى اين بحث را كه به پژوهش و موشكافى و دقت‌نظر بيشتر نياز دارد ، نخست از زبان طبرى بايد شنيد . وى مىنويسد : « بيننده كتاب ما بداند كه بناى من در آنچه آورده‌ام و گفته‌ام بر راويان بوده است نه حجت عقول و استنباط نفوس بجز اندكى ، كه علم اخبار گذشتگان به خبر و نقل به متأخران تواند رسيد ، نه استدلال و نظر ، و خبرهاى گذشتگان كه در كتاب ما هست و خواننده عجب داند يا شنونده نپذيرد و صحيح نداند ، از من نيست ، بلكه از ناقلان گرفته‌ام و همچنان ياد كرده‌ام » . 71 فزون بر نامهايى كه به عنوان محورهاى اصلى مسموعات و منقولات طبرى آورده شد ، نام راويان ديگرى چون محمد بن حميد بن حيان تميمى رازى ( - 248 ق ) ، سلمة بن فضل الابرش الانصارى ( - 190 ق ) . ابو البخترى وهب بن وهب ( - 200 ق ) و چند تن ديگر هم آمده است كه بتحقيق ، براى شناخت علمى روايتهاى موجود در تاريخ الرسل و الملوك ، آشنايى بر احوال آنان ضرورى است ، لكن بيشترين نقدهايى كه نسبت به منابع طبرى به چشم مىخورد به سيف بن عمر تميمى السعدى مربوط مىشود و با اينكه نسبت به بسيارى از راويان طبرى بايد تأملاتى داشت به عنوان نمونه در اين نوشتار فقط از او سخن خواهد آمد . بروكلمان مىنويسد : « يكى ديگر از نويسندگان كه در دوران هارون الرشيد كارش رونق و رواج پيدا كرد سيف بن عمر الاسد التميمى بود كه بيشتر به منظور بيان افتخارات قبيله خود تاريخ ترقى و انحطاط عرب را نوشت و تصورات و تخيلات خود را خاصه در شرح جنگ جمل افزود و اظهارات پرابهام كه در بسيارى از جزئيات وقايع مورد ترديد