بدين اعتبار طبرى از انواع اسناد و مدارك و مراجعه استفاده كرده است كه اهم آنها در ارتباط با ابواب كتاب او كه پيشتر بدانها اشاره شد ، از اين قرار است :
كتاب اول ، شامل دو نوع اسناد است : يهودى و نصرانى ، و ايرانى .
در نگارش تاريخ پيامبران ، علاوه بر آيات تاريخى و نيمه تاريخى قرآن كريم ، بىترديد منابع يهودى ( - اسرائيليات ) نيز مورد استفاده طبرى قرار گرفته است . چنين مىنمايد كه وى مستقيما با دانشمندان يهودى ( حاخامها ) در ارتباط بوده ، و احتمالا در اين باب از زبان عربى و سريانى نيز استفاده كرده است . 49
اما چنين به نظر مىرسد كه محمد بن السائب الكلبى ( 5 - 146 ق ) ، و پسرش هشام بن محمد كه هر دو در تبار نامهنويسى تبحر داشته ، و كتاب الانساب را فراهم آوردهاند ( گردآورى پدر و تدوين پسر ) ، در طبرى اثر نهادهاند . درباره اين منبع كه علاوه بر تاريخ يهود و نصارى از گذشته اعراب نيز سخن به ميان آورده ، نظرهاى گوناگونى ابراز شده است ، از آن ميان : بروكلمان مىنويسد :
« اعراب از قديم نسبت به آثار و وقايع تاريخى علاقه شديد نشان مىدادند . شرح جنگها و تفصيل منازعات اقواع و قبايل كه اغلب به علل بسيار ناچيزى صورت مىگرفته ، جانشين ادبيات حماسى كه در عرب سابقه نداشت شد . بدين معنى كه با نقل اشعارى از قول پهلوانان اين قصص بر آب و تاب اين وقايع مىافزودند . اين صنعت در نتيجه فتح و جهانگشايى عرب رواج و ترقى غيرمترقبى حاصل كرد چنان كه بعضى از قبايل راجع به شركت و مداخلات خود در اين منازعات شگفتانگيز ملل ، آثار عظيمى از همينگونه اشعار به وجود آوردهاند . » به اين مسأله پيشتر نيز اشاره شده بود ، اما بروكلمان اضافه مىكند : « در دوران بنى عباس كتابى مشتمل بر اين آثار تأليف شد و مردى از قبيله ازد و از اهالى كوفه به نام ابو مخنف لوط بن يحيى اين قصص را با نثرى شيوا به نگارش درآورد و آن را به سى مقاله تقسيم نمود و هر مقاله شرح واقعهاى مخصوص يا مذاكرات معينى بود . اين كتاب به همت دو نفر از علماى كوفه بنام محمد بن السائب الكلبى و پسرش هشام حفظ و حراست گرديد . بطوريكه طبرى آن كتاب را از ايشان گرفته و مطالبش را در تاريخ خود نقل كرده است . پدر يعنى محمد بن السائب علاقه زيادى به تنظيم شجره و نسبنامه قبايل عرب داشته و شجره لخميهاى حيره را از روى نقوش و سنگهاى قبورى
يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 435
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص٤٣٥