اين سختگيرى حنابله نسبت به طبرى را خبر ديگرى نيز تأييد مىكند : ابن اثير گويد : ابو الحسين على بن محمد رازى گفته است : هنگاميكه به خدمت امام ابو بكر بن خزيمه رسيدم اول چيزى كه از من سئوال كرد اين بود كه : چيزى از محمد بن جرير نوشتهاى ؟ گفتم نه . گفت چرا ؟ گفتم ملاقات او مشكل است حنابله مانع رفت و آمد به نزديك او مىشوند . گفت : بسيار بد كردى ، كاش از هيچكس چيزى نمىنوشتى و از ابو جعفر مىنوشتى ، و حسين بن على تميمى معروف به حسينك از فقهاى معروف آن زمان نيز نظير همين سخن را از ابن خزيمه نقل كرده است .
و اين ابن خزيمه كه از فقهاء معروف و استادان نامى عصر خويش و معاصر طبرى است ، خود دربارهء او گويد : من بر روى زمين عالمتر از طبرى كسى را نمىشناسم ، حنابله در حق او ستم كردند .
ابن كثير از قول ابو محمد عبد اللّه بن احمد فرغانى گويد : طبرى به راستى مصداق لايخافون لومة لائم بود و در راه علم و دفاع از حق هيچگاه براى خاطر ديگران از جادهء مستقيم عدول نكرد ، نه از كسى باك داشت نه به كسى طمع و همهء سختىها را در اين راه از حاسدان و مدعيان نادان تحمّل كرد و از جاهلان كه بگذريم همهء اهل دين و تقوا به مراتب فضل ، زهد ، تقوا و قناعت او معترفند . وى در همهء عمر با درآمدى اندك از قطعه زمينى در طبرستان كه از پدر به ارث داشت زندگى كرد ، و به صاحبان زر و زور تقرب ننمود .
دربارهء مذهب طبرى نوشتهاند كه او ابتدا پيرو شافعى بوده ، ليكن پس از اجتهاد و تكميل فقاهت از مذاهب فقهى متداول زمان روى برتافته ، خود مذهب فقهى مستقلّى را بنياد گذاشته كه در كنار مذاهب حنفى و شافعى و غيره به مذهب « جريرى » معروف شده است و پيروان او را « جريريّه » گفتهاند .
در كتب تراجم و احوال نام بسيارى از فقها و دانشمندان ذكر شده كه پيرو مذهب طبرى بودهاند . ابن النديم نام گروهى از ايشان را در فهرست خود آورده و از معاريف معاصرين خود ، معافى بن زكرياى نهروانى را از پيروان مذهب طبرى شمرده است و او را مردى دانشمند ، خوشذوق و باذكاوت معرفى كرده ، از تأليفات او تعدادى را نام برده است و گويد : او خود به من گفت كه بيش از پنجاه كتاب و رساله دارد ، و من تعداد زيادى از آثار او را به خط او در اختيار دارم .
يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 389
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص٣٨٩