تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 388

مساهمون:

ص٣٨٨
طبرى در جوانى شهر آمل را ترك گفته و براى تكميل دانش پس از توقفهاى كوتاه در رى و بعضى شهرهاى ديگر به بغداد مركز دانشمندان و كتابخانه‌هاى بزرگ و دار الخلافهء آن روزگار سفر كرده ، در آنجا تا آخر عمر اقامت نموده است و در آخرين ساعات روز شنبه 26 شوال سال 310 ق ، پس از هشتاد و چهار سال زندگى پرتلاش و در عين حال افتخارآميز جهان را بدرود گفته است . 2 دربارهء شخصيت علمى و ويژگيهاى اخلاقى و معنوى طبرى سخن بسيار گفته‌اند امّا مورخ بزرگ ابو الحسن على بن على بن الحسين بن على المسعودى مؤلف مروج الذهب كه آن را در 336 به پايان رسانده است در مقدمهء همين كتاب ، پس از برشمردن بيش از هفتاد كتاب تاريخ و سير و نام نويسندگان آنها ، از طبرى به عين عبارت چنين ياد مىكند : و اما تاريخ ابى جعفر محمد بن جرير الطبرى ، الراهى على المؤلفات و الزائد على الكتب ، فقد جمع انواع الاخبار و هوى فنون الآثار و اشتمل على ضروب العلم و هو كتاب تكثر فائدته و تنفع عائدته و كيف لايكون كذلك و مؤلّفه فقيه عصره و ناسك دهره و اليه انتهت علوم فقهاء الاعصار و حملة السير و الاثار . او در اين بيان كوتاه عمده‌ترين ويژگيهاى شخصيت طبرى را گوشزد كرده است . مسعودى پس از نام طبرى و كتاب تاريخ او نام دهها تن از مورخان و نويسندگان سير و اخبار را با ذكر مختصرى از ويژگيهاى هريك آورده است ليكن دربارهء كمتر كسى بدين مايه از توقير و تعظيم سخن گفته است . 3 ابن كثير در تاريخ كامل دربارهء چگونگى درگذشت طبرى گويد : چون وى چشم از جهان فروبست عوام الناس مانع از تشييع و دفن او در هنگام روز شدند و مىگفتند كه او رافضى يا ملحد است و اين اعمال تعصّب‌آميز از ناحيهء پيروان احمد بن حنبل و به تحريك آنها صورت مىگرفت . علت اين دشمنى هم اين بود كه طبرى كتابى در موضوع و بنام اختلاف الفقهاء نوشته و در آن از فقهاى بزرگ و ائمهء مذاهب فقهى و آراء ايشان نام برده و از احمد بن حنبل ذكرى نكرده است و چون علت را از او جويا شده‌اند گفته است : احمد بن حنبل فقيه نبود ، محدّث بود . اين سخن بر شاگردان و پيروان او گران آمد و به آزار و دشمنى با او برخاستند ، و چون در آن زمان عدهء حنابله در بغداد زياد بود هر چه خواستند دربارهء طبرى گفتند و كردند .
يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 388 | جمعى از نويسندگان