و اشتقاق لغات يا شأن نزول آيه يا مسائل فقهى و نظاير آنها به تفسير مىپردازد و در تفسير برخى از آيات برحسب ضرورت به طرح تلفيقى بعضى از اين مباحث اهتمام مىورزد و در مباحث لغوى نيز غالبا شواهدى از شعر شعراى عرب مىآورد . گاهى در اين مقطع ، تفسير را به اختصار برگزار مىكند و در برخى موارد هم به مجرّد طرح اختلافنظر اهل تأويل يا اختلاف رأى قرّاء و نحويّون و يا بحث لغوى اكتفا مىكند 45 . پس از اين مرحله ، با نقل و ضبط اقوال صحابه و تابعين تفسير را پى مىگيرد و در تفسير هر آيه روايات متعدّدى را بيان مىدارد كه از جهت قوّت و وثاقت متفاوت الدرجهاند ، و اگر در تفسير ، اختلافنظرى ميان اهل تأويل يا قرّاء وجود داشته باشد ، روايات مربوط به هر آيه را با هماهنگى مفهومى خاصّ دستهبندى و ذكر مىكند و هر مجموعه روايات متحدّ المعنى را از مجموعهء ديگر با عنوان « ذكر من قال ذلك » مجزّا مىگرداند . سرانجام پس از بررسى و توجيه اقوال ، يا قول مرجّح را كه موافق با رأى خود اوست ، برمىگزيند ؛ يا با اقامهء دليل بر طرد و ردّ اقوال مختلف ، نظر صائب خويش را مستقلا بيان مىدارد و يا به جهت اتّحاد معنوى اقوال و روايات و مطابقت آنها با رأى وى ، بدون هيچ اظهارنظرى بحث را پايان مىدهد و در مقام توجيه و ترجيح و استنباط جملاتى از قبيل « و الصواب من القول فى ذلك عندنا ؛ و اول ما ذكرنا من الاقوال ؛ و الّذى هو اولى عندى بتأويل آلايه ؛ و الحقّ فى ذلك عندى ؛ و هذا القول اولى القولين فى ذلك بالصّواب ؛ و القول فى ذلك عندى » را به كار مىبرد . 46
قبل از پرداختن به مختصّات تفسير طبرى و بيان ابعاد مختلف آن ، بايد ديدگاه طبرى را در حوزهء تفسير مورد امعان نظر قرارداد و ديد كه وى تفسير خود را بر چه اساسى استوار كرده است . طبرى با توجّه به جنبهء مفهومى قرآن ، به تقسيمبندى آيات پرداخته و بدين شرح اظهارنظر نموده است :
1 - آنچه كه موقوف به بيان رسول اكرم ( ص ) است ، و بر وجوه امر و نهى ، واجب و مستحب ، ارشاد ، حقوق و حدود ، ميزان فرائض و احكام مشابه آنها اشتمال دارد و جز با تأويل آن حضرت فهميده نمىشود .
2 - آنچه كه جز خداى تعالى تأويلش را نمىداند ، مانند حوادث آينده ، زمان وقوع قيامت ، نفخ صور ، نزول عيسى بن مريم ( ع ) ، طلوع خورشيد از مغرب و نظاير آنها .
يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 272
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص٢٧٢