تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
او به بزرگى ياد كرده و وى را پرچم افراشتهء دين و پيشواى مسلمين خوانده است :
انّ المنيّة لم تتلف به رجلا * بل أتلفت علما للدّين منصوبا 43
همانا مرگ يك مرد معمولى را فراچنگ نياورده ، بلكه شخصيتى را از ميان برداشته است كه دين را پرچمى افراشته بود .

شيوهء طبرى در تفسير

طبرى تفسير جامع خود را با ديباچه‌اى شيوا و مزيّن به نثرى مسجّع و بديع در حمد و ستايش خداى تعالى و نعت و منقبت پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و عترت پاك و ارجمندش آغاز كرده و در آن به شرح پاره‌اى از اختصاصات ادبى و ارزشهاى معنوى كلام اللّه مجيد از فصاحت و بلاغت و اعجاز و وعظ و ارشاد و هدايت پرداخته و سرانجام ، در تفسير و تبيين آيات كتاب مبين و اعتصام و تمسّك بدين حبل اللّه متين از آستان باعظمت ربوبى طلب توفيق نموده است . آنگاه مقدّمه‌اى مبسوط در مباحث مربوط به تفسير ايراد كرده و با بحث در مقولاتى از قبيل انواع و اقسام تأويل ، شرايط جواز و منع تفسير ، كيفيّت اتّفاق معانى و خصوصيّات لسانى و سبك بيانى قرآن ، وجه امتياز كلام خالق از مخلوق ، اسلوب فنّى زبان عربى ، كاربرد واژگان دخيل در كتاب وحى و تنزيل ، نزول قرآن به هفت حرف ، وجوه درك و شناخت صحيح كلام اللّه ، نهى از تفسير به رأى مبتنى بر احاديث و اخبار ، تحريض به تحصيل علوم قرآنى ، ردّ و طرد نظر منكران تفسير ، ياد كرد برخى از مفسّران موثّق و ناموثّق پيشين ، و بيان اسامى قرآن و معانى لفظ سوره و آيه سخن را به پايان برده است . طبرى پس از نگارش اين مقدّمه جامع و مطوّل ، تفسير قرآن را به روشى خاص آغاز مىكند و با هماهنگى مطلوبى در روش ، تفسير را تا آخرين سوره ادامه مىدهد . وى ابتدا آيه يا آياتى از قرآن را با عنوان « القول فى تأويل قوله تعالى » مطرح كرده نظر خود را در ايضاح مفهوم و مدلول كلام اللّه بيان مىدارد و در اين مقطع ، سخن خود را غالبا با جملهء « يقول تعالى ذكره » و بعضا با جملاتى از قبيل « يقول عزّ ذكره ، يقول جلّ ثناؤه ، يعنى بذلك جلّ ثناؤه ، يعنى جلّ ثناؤه بقوله ، يعنى تعالى ذكره بقوله ، و معنى ذلك ، و قال ابو جعفر » شروع مىكند 44 . البتّه ، در بسيارى موارد با بحث در وجوه قرائت الفاظ يا اعراب