على عليه السّلام نخستين كسى بود كه به وى ايمان آورد . چون خود در نهج البلاغه مىگويد : « انا اول من آمن » . يعنى حتى پيش از خديجه ايمان آورده است . على عليه السّلام در آن موقع نه ساله يا ده ساله بود .
دومين يا سومين بارى كه جبرئيل نازل شد موقعى بود كه پيغمبر بهطور معمول روزانه خوابيده بود . جبرئيل نازل شد و او را صدا زد كه :
« يا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ قُمْ فَأَنْذِرْ »
.
يعنى اى كسى كه خفتهاى ! برخيز كه دنيا و ملت عرب در خواب است ؛ خواب غفلت و دورى از خدا و مكارم اخلاقى و آداب انسانى . برخيز كه ديگر خواب نخواهى داشت .
حتى شبها نيز نبايد جز اندكى بخوابى
( يا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا )
. چون جهانيان در خواباند و تو بايد بيدار باشى .
به قول مفسر بزرگ شيعه امين الدين طبرسى : « دثّرونى ، دثّرونى ، و زملّونى ، زملّونى » . مرا بپوشانيد ، مرا بپوشانيد ، درست نيست ، و از هر نظر مردود است . زيرا خداوند با علايم روشن به پيغمبر وحى مىفرستد كه او يقين پيدا كند آنچه به او رسيده ، از جانب خداوند است . پس از وحى نيز نيازى به چيزى ندارد كه او را تقويت كند و دچار بيم و هراس هم نمىشود و مضطرب نمىگردد . 46
دومين بار ، يا سومين بار ( به اختلاف روايات ) جبرئيل نازل شد و آبى آورد و طريقهء وضو گرفتن و نماز گزاردن را به پيغمبر آموخت . پيغمبر هم وضو گرفت و به نماز ايستاد و دستور داد على ( ع ) در صف جلو و خديجه پشت سر او به نماز بايستند . نماز نخستين هم نماز جماعت بود . سپس زيد بن حارثه غلام بچهء آزادشدهء پيغمبر و خديجه ، و پس از وى جعفر بن ابيطالب هم مسلمان شدند و با همان سنين كمى كه داشتند با على عليه السّلام در صف جلو به نماز ايستادند و با خديجه كه در پشت سر آنها قرار داشت ، تا سه سال ، تنها نمازگزاران خانهء پيغمبر بودند . تا آنكه دعوت پيغمبر خدا آشكار شد و همگى متوجه شدند سه سال است كه محمد بن عبد اللّه به مقام نبوت رسيده ، ولى او از بيم عكس العمل نامطلوب قوم ، آن را كتمان داشته است .
: * : * : * اين بود واقعيت بعثت و آغاز نزول وحى بهطور اجمال . حال اشخاص خودى و