تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
نيشابورى ( 261 ) ، صحيح ترمذى ( 279 ) ، صحيح نسائى ( 303 ) و تاريخ و تفسير طبرى ( 310 ) كم و بيش نقل شده است . طبرى 9 حديث آن‌كه تقريبا قسمت عمدهء احاديث آغاز وحى از ديد عامه را تشكيل مىدهد ، در تاريخ ، و چهار حديث از اين نه حديث را در تفسيرش آورده است . گفتنى است كه همين احاديث در منابع حديث و تفسير شيعهء اماميه مانند تفسير ابو الفتوح رازى ، مجمع البيان طبرسى ، مناقب ابن شهرآشوب و غيره نيز راه يافته و جمعا مسئلهء آغاز وحى در تمامى متون معتبر اسلامى ، به نحو نامطلوب و طرز آشفته‌اى ، مطرح شده و مورد افاده و استفاده قرار گرفته است . از بيست سال پيش كه ما پيرامون اين احاديث كار كرده‌ايم ، بيشترين كتب معتبر فريقين را بررسى نموده و نكات لازم را جهت بحث بيشتر و انتشار كتابى بزرگتر جمع‌آورى نموده‌ايم ، ولى هنوز توفيق انتشار چاپ پنجم كتاب را نيافته‌ايم . ما در آن زمان نوشتيم كشفى تازه در مسئلهء آغاز وحى و بعثت پيامبر ( ص ) نموده‌ايم و آن را به صورت « حقايقى كه پس از چهارده قرن منتشر مىشود » ارائه داديم ، ولى جز گروهى از اهل علم توجه چندانى به آن نشد . زيرا مسئله پيچيده و كاملا فنى بود . در اين نوشتار ، از فرصتى كه « سمينار بين المللى طبرى » پيش آورده ، استفاده كرده و ده حديث آغاز وحى و بعثت پيامبر ( ص ) را از تاريخ و تفسير طبرى ترجمه نموده يا آورده و به بررسى و نقد آنها پرداخته‌ايم . زيرا ديده‌ايم كه انتشار اين احاديث در آثار طبرى موجب شده كه بيگانگان راجع به آغاز وحى و بعثت پيغمبر خاتم ( ص ) به انحراف كشيده شوند ، و دستاويزى جهت تضعيف اسلام و پيامبر و قرآن پيدا كنند . ما اين نوشتار را كه با شتاب و در فرصتى كوتاه نگاشته‌ايم ، به كنگرهء طبرى تقديم داشته ، و از دانشمندان شركت‌كننده انتظار داريم ، با سعه صدر به آن نگريسته و چنانچه ايرادى داشتند ، نويسنده را مرهون لطف خود قرار دهند تا حقيقت چنان كه بايد آشكار شود . تا چه قبول افتد و چه در نظر آيد .