اسلام ( ص ) نازل شده تا برساند كه همهء پيامبران به سانحهء سهو مبتلا بودهاند .
3 - نهتنها سهو در اصل پيام ممكن است بلكه به فعليت رسيده و در قصهء غرانيق ، نيز واقع شده است .
4 - منشأ سهو مزبور القاء شيطان بود و شيطان را در حريم اصل وحى راه نفوذ هست كه مىتواند در آن تصرف نمايد .
5 - گرچه شيطان در حريم وحى نفوذ دارد و چيزى را بر خلاف گفتهء خدا القاء مىكند ليكن خداوند آن كلام سهوى و القاء شيطانى را نسخ مىنمايد و آيات واقعى خود را حاكم و نافذ مىسازد .
6 - صيانت قرآن از تحريف گرچه حدوثا با پديدهء سهو و القاء شيطانى منافات ندارد ليكن به گمان طبرى فقط بقاء با آن تنافى دارد زيرا هرگونه القاء شيطانى نسخ مىشود و وحى ناب مىماند پس نمىتوان به استناد حفظ قرآن از تحريف مانع اصلى سهو يا القاء شيطانى شد .
7 - اشتمال صدر سورهء والنجم بر اينكه پيامبر اكرم ( ص ) هرگز براساس هوى سخن نمىگويد بلكه غير از وحى چيزى نخواهد گفت و همچنين اشتمال وسط آن سوره بر اينكه فرشته بدون اذن خدا حق شفاعت ندارد و شفاعت فرشتگان سودى ندارد چه رسد به شفاعت بتهاى دروغين ، به گمان طبرى اين نكات منافاتى با قصهء غرانيق ندارد ، زيرا جريان شفاعت بتها كلام سهوى و القاء شيطانى بود كه با نزول آيات منافى آن ، نسخ مىشود .
8 - قصهء غرانيق كه صدر و ذيل آن ناهماهنگ و متهافت است نزد طبرى بدون تنافى و قابل قبول است و سرّ تهافت آن اينست كه سورهء و النجم چنان كه گفتهاند يك جا نازل شده و كلامى كه يك جا نازل شده چگونه مشتمل بر تناقض است با اينكه متكلم آن كلام داعيهء هماهنگى كامل سراسر كتاب خود را داشته و از اين رهگذر تحدّى هم نموده است : « افلا يتدبّرون القرآن ام على قلوب اقفالها » ، « لو كان من عند غير اللّه لوجدوا فيه اختلافا كثيرا » . در پايان قصّهء غرانيق آمده است كه صناديد شرك و سران الحاد به مضمون سورهء و النجم راضى شدند و همراه پيامبر اكرم ( ص ) سجده كردند .
ممكن است كسى تهافت اثبات شفاعت بتها و سلب آن را چنين توجيه كند كه
يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 116
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص١١٦