فراوان و بسيار است ولى عامل مشخص و بارز آن خود انسان است .
انسان خود ، تاريخ را به وجود مىآورد و تنها انسان است كه به طور خودآگاه يا ناآگاه در كار است . حكومت خداوند و ذات پروردگار در حركت تاريخ همانند حكومت او در طبيعت است .
انسان است كه تحوّل و تغييراتى را ايجاد مىكند . عامليت انسان گاهى با پديدههاى اختيارى و گاهى غير اختيارى شكل مىگيرد . در رديف غير آگاه چنگيزها قرار دارند ، و براى خودآگاه شروع دموكراسى و آزادى در جوامع به عنوان عامل تحرّك ، مثالى است گويا ، پس محرّك شخص تاريخ انسان است ، اين انسانى كه خود در تغيير است .
از طرف ديگر ، انسانِ حقيقى و عينى را در نظر مىگيريم و چگونگى ساختمان او را در نظر قرار مىدهيم . اين فرد عينى چگونه ساخته شده ؟ انسان از جهتى ساختهء تاريخ خود است ؛ يك فرد ، ساختهء تاريخ و محيط معنوى فرهنگى و ارزشهاى مذهبىاش مىباشد ، البته نه ساختهء اضطرارى و غير اختيارى ؛ بلكه ساختهء خودخواسته .
عمر حقيقى يك فرد نام گذشته و تاريخ او است كه در خود متجلّى كرده است .
همه گذشتهء مسلمانان در ساختن منِ فرد در كار است .
پس هر فرد كتابى است كه در عمر بدنى نوشته شده اما اين كتاب تاريخ جامعهء او است و اين شخص انعكاس و نتيجه نام جامعه است . فرهنگ در روح افراد حلول مىكند و محتويات او را مىسازد ، ولى همانطور كه گفتيم اين خودِ افرادند كه از چنان حلولى استقبال مىكنند نه اينكه جبر و اجبارى در كار باشد .
اساس و روح فرهنگ ما ، مذهب ما است . بنابراين ، جامعهء مسلمانها ساخته شده به دست تاريخ است ، تاريخى كه منشأ و به وجود آورندهء آن ، اسلام است .
تاريخ اسلام به دست محركين ، انسانهاى بزرگ و مربيان رتبه اوّل ، رسول اكرم صلى الله عليه و آله و خاندان رسالت عليهم السلام ، و پيروان بنام آنان ساخته شده است . اين تاريخ ساخته شده براى
شناخت نامه محدث قمى ( فارسى ) — صفحة 278
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص٢٧٨