كه انتظار معجزه خيزى از آن داريم مخالف نظام آفرينش دانسته و به دور بيندازيم .
اين ايراد صحيح نيست ؛ چون نظم با بينش ما آميخته است و مىتوان گفت كه نسبى است .
ما در اين جهان از تمام علل و معلولات آگاه نيستيم و تنها گوشهاى از آن را مىدانيم . چه مانعى دارد آن حالتِ توجهِ مخصوص به پروردگار و آن آمادگى خاصّ روحى ، خود در سلسله علل قرار داشته باشد و در حوادث اين جهان اثر بگذارد ؛ بنابراين انكار تأثير اين حالتِ خاصِ روحى مساوى با ادعاى آگاهى بر همه چيز است .
گذشته از اين ، بايد بدانيم كه ادعيهء اسلامى غالباً درخواست شخص نيست و تنها قسمتى كوچك از آنها مربوط به دعاهاى شخصى مىشود و تازه در اين قسمت هم هيچگونه خلاف سنت مشاهده نمىشود . بنابراين ، همهء اينها اثر خاصّ تربيتى و انسانى دارد ، بعضى از دعاها چون دعاى بعد از نماز يك نوع سرود مذهبى است ، و بعضى چون دعاى افتتاح تعليم و تذكر توحيد يا حمد پروردگار است ، و برخى از آنها چون دعاى كميل تقاضاى عفو و توبه و معذرت خواهى است و قسمت زيادى دعا براى غير است و در آخر ، دعاهاى شخصى است .
همانطور كه در بالا اشاره شد ، تازه در اين مورد هم خلاف سنتى وجود ندارد .
چون دعا فرمودهء خداست ، صراحت بى شك در « ادْعُونِى أَسْتَجِبْ لَكُمْ » « 1 » است ، دعا هم يكى از اسبابى است كه خداوند نتايجى بر آن موقوف و مترتب نموده است و دايرهء اسباب جهان منحصر به آنچه ما مىدانيم ، نيست .
فعاليت بايد همراه با دعا باشد ، خداوند وسايل را بر مىانگيزاند و ما بايد از اين وسايل استفاده كنيم . جالب است كه نه تنها دعا عامل غير ضرورى نيست بلكه سر باز
هامش
( 1 ) . غافر ( 40 ) : 60 .