ميشنا ، ياد ييم 5 : 4 آمده است .
برخى از مترجمان متون مقدس معتقدند كه ترجمهء متن مقدس به آن مىماند كه انسانى را از طبقهء چندم ساختمانى به زير انداخته باشند و همه استخوانهايش خرد شده باشد . زيرا متن متين مقدس چنان شكوهمند ، بلند و بالاست كه نثر پريشان تراويده از ذهن انسانى ناچيز ، در برابرش از شرم نمىتواند سربلند كند و از اين روى ، از كارى هم كه كرده خرسند نيست « 1 » . در همين راستا ، ترجمهء ناگزير متن مقدس شرايط و آداب خاصى دارد كه مترجمان پيش از آن ، آنها را به مرحلهء اجرا درمىآورند و معمولًا در حين كار چنان تحولى را تجربه مىكنند كه پس از اتمام آن به كلى ديگر شدهاند .
دستهء سوم متون كه از عهد نهضت ترجمه در جهان اسلامى نضج گرفته و در سالهاى اخير به بالاترين ميزان خود رسيده است . در واقع كتبى فلسفى ، كلامى ، عرفانى و گاه سياسىاند ، مغرضانه يا همدلانه پيرامون يك دين به نگارش درآمده و به ندرت حاوى توصيف صرف و خالى از شائبه هستند . اگرچه ترجمهء اين متون نيز مستلزم سواد و تسلط كافى بر متن ، سبك ، معنا و ساختار آن است ، طبيعى است كه در حوزهء زبان و متن مقدس قرار نمىگيرد .
اما دستهء دوم ، نوشتار بزرگانى كه پيرامون متن مقدس به تأليف پرداختهاند ( مثلًا تفاسير قرآنى ) يا آثار مقدسانى كه به سرچشمه اصلى وحى متصل بودهاند ( همانند اميرالمؤمنين على عليه السلام يا امام سجاد عليه السلام ) ؛ اگر چه به طور مستقيم در زمرهء متون مقدس قرار نمىگيرند ، اما زبان آنها زبان مقدس قلمداد شده و ترجمهء آنها از جمله اعمال مقدس است . با اين تفاوت كه برگردان و انتشار اين متون ، نه تنها از قداست آنها نمىكاهد ، بلكه به عنوان امرى ترويجى و تبليغى - گاه براى آگاهى بخشى به غير
هامش
( 1 ) . بنگريد به گفتگوى مسعود رضوى با مسعود انصارى ، مترجم قرآن كريم دربارهء ترجمهء تفسير زمخشرى ، كتاب ماه دين ، پروندهء ويژهء زمخشرى .