آن جناب گفت در ذيل قصهاى كه سيدالشهداء عليه السلام فرمود : يا زينب يا زينب ، آن فقيه ورع ، بىمحابا در ملأ عام به آواز بلند فرمود : خدا دهنت را بشكند ، امام دو دفعه يا زينب نفرمود ، بلكه يك دفعه فرمود .
اينك سلسله جليله اهل منبر حال خود را در اين باب ملاحظه كنند و از مفاسد كذب ، فىالجمله آگاه شوند و مطالب دروغ و روايت مجعوله را ترك كنند ، بلكه نقل نكنند هرچه ديده يا شنيدهاند و اقتصار كنند بر مطالبى كه قائل آن ثقه باشد . « 1 » محدث قمى در لابهلاى نوشتههاى خود ، به افشاى وارونهنمايىهاى موجود در پارهاى از كتابها پرداخته و حقايق را بىنقاب شرح كرده است ، از جمله كتابى را كه به نام مقتل ابى مخنف ، در دسترس مردم است ، مورد نقد و ارزيابى دقيق قرار مىدهد و مىنويسد :
مخفى نماند كه ابومخنف لوط بن يحيى ازدى ، از بزرگان محدثين و معتمد ارباب سير و تواريخ است و مقتل او در نهايت اعتبار ، چنانكه از نقل اعاظم علماى قديم از آن و از ساير مؤلفاتش معلوم مىشود و ليكن افسوس و آه كه اصل مقتل بىعيب او ، در دست نيست و اين مقتل موجود و منسوب به او ، مشتمل است بر بعضى از مطالب منكره كه بايد اعادى و جهال آن را به جهت پارهاى از اغراض فاسده در آن كتاب نقل كرده باشند و از اين جهت ، از درجهء اعتبار افتاده و بر مفردات آن هيچ وثوقى نيست ، ليكن آنچه در باب سير اهلبيت از كوفه و شام از قضاياى عديده نقل كرده . . . نشود گفت تمام آن از دسِّ وضاعين باشد « 2 » .
يا دربارهء كتاب منتخب طريحى و كتاب نورالعين ، نظر منفى دارد و اين دو را غيرمعتبر و از آثارى مىداند كه حال آنها براى اهل فن معلوم است « 3 » .
هامش
( 1 ) . منتهى الامال ، ج 1 ، ص 567 ، كتابفروشى علمى .
( 2 ) . همان ، ص 55 .
( 3 ) . همان ، ص 493 .