بزرگنمايى و خرافه بازداشتهاند ، دروغ بستن به ائمه و سخنان وهنآلود درباره آنان ، اسلام و مكتب اهلبيت را در انظار سبك مىكند و به ديانت مردم خسارت وارد مىآورد و يادآورى اين نكته كه محدثان و بزرگان دانش ، هماره مراقب بودند كوچكترين دخل و تصرفى در روايات انجام نگيرد و دستهاى آلوده ، روايتهاى اهلبيت را دگرگون نسازند ، دين و ديانت وارونه نشان داده نشود ، مىنويسد :
كتب ادعيهء شيعه كه به مرتبهاى متقن و محكم بوده كه غالب آنها كه استنساخ مىنمودند ، خودشان از اهل علم بودند و از روى نسخى كه به خط اهل علم و تصحيح شده علما بوده ، مقابله و تصحيح مىنمودند . و اگر اختلافى بود در حاشيهاش به آن اشاره مىكردند . مثلا در دعاى مكارم الاخلاق « وبَلّغ بِايمانِى » در حاشيهاش اشاره مىكنند در نسخه ابناشناس « وَابلُغ بِايمانى » است و در روايت ابن شاذان « اللّهُمَّ ابلِغ ايمانى » است ، يا مثلا فلان كلمه به خط ابن سكون چنين است و به خط شهيد چنين . . . .
پس شايسته است كه ما به هيچ وجه در اين باب مداخله نكنيم و هرچه دستور العمل دادند به همان رفتار نموده و از آن تخطى ننماييم . . . . روايت شده در حالِ ثقهء جليل ، فقيه مقدم در اصحاب ائمه عليهم السلام ، يونس بن عبدالرحمن كه كتابى در اعمال شبانهروز نوشته بود . جناب ابوهاشم جعفرى آن كتاب را به نظر مبارك حضرت عسكرى عليه السلام ، رسانيد . حضرت تمام آن را مطالعه و تصفح فرمود ، پس از آن فرمود :
« هَذا دِينِى وَدِينُ آبَائِى كُلّهُ وَهُوَ الحَقّ كُلّه » ؛ همه اين دين من و دين پدران من است و تمامش حق است .
ملاحظه كن كه ابوهاشم جعفرى ، با آنكه بر كثرت علم و فقاهت و جلالت و ديانت جناب يونس مطلع بوده است ، به همين اكتفا نكرده در عمل كردن از روى كتاب او ، تا آنكه آن را به نظر مبارك امام خود رسانيده .
و نيز روايت شده : از به ورق شنجانى هراتى ، كه مردى معروف به صدق و صلاح و
شناخت نامه محدث قمى ( فارسى ) — صفحة 126
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص١٢٦